و به پس كوش و زير بغل و كش ران نرسانند و خود را باعتدال بپوشند تا وقتى كه صحت شود غذاى مذكور خورند و اكر جوشش دهان تشويش دهد اول چند روز جهت تسكين درد آبى كه خطمى يا خبازى يا بنفشه را در آن جوشانيده باشند و صاف كرده زمان زمان در دهان كيرند و آخر كه لعاب رفتن دهان كمتر شود جهت دفع جوشش تخم خرفه و طباشير و سماق را بالسويه كوفته و پخته بر موضع جوشش پاشند و اكر جراحت آبله مزمن شده باشد مرهم نوره را صبح و شام كذارند
صفت مرهم نوره
صفت مرهم نوره موم سفيد يا زرد سه مثقال در روغن كل كه صفتش در وجع الظهر مذكور شد يا روغن كنجد ده مثقال حلّ كرده و آهكى كه بسه آب شسته باشد و در سايه خشك كرده و پخته و صلايه كرده دوازده مثقال كتيرا سفيد سوده يك مثقال اضافه نموده صلايه كنند تا مرهم شود و اكر خشكيهاى سفيد رنك به شكل كريون بر دست يا پاى يا عضوى ديكر پيدا شود فلفل سياه را در آب جوشانيده عضو مأوف را به بخار آن دارند يا آب آن را بلته كهنه تر كرده طلا كنند
قوباء
قوباء يعنى كريون چون از ماده رقيق بود