كشته شود پس چهارده بخش سازند هر روز دو بخش را غلولها كرده يك بخش صباح و يك بخش را آخر روز فروبرند و خود را باعتدال بپوشد و تا وقتى كه صحت پيدا شود غذا شير برنج بىنمك بقند سفيد سوده يا نبات سوده و نان مايهدار بىنمك و پاچه بره و بزغاله بىنمك خورند
صفت سفوف سيماب
صفت سفوف سيماب هليله زنكى و پوست هليله زرد و پوست هليله كابلى و پوست هليله و فلفل از هريك دو مثقال كوفته و پخته سيماب هفت مثقال شكر شانزده مثقال همه را بهم اميخته و كفمال كنند تا سيماب كشته شود پس چهارده قسم سازد و هر روز دو قسم را يك قسم صباح و يك قسم آخر روز كفه زنند و قدرى كلاب از عقب آن بياشامند و خود را باعتدال بپوشند و تا وقتى كه صحت پديد شود غذاى مذكور خورند
صفت دود كردن جيوه
صفت دود كردن جيوه جيوه يعنى سيماب شش مثقال سه بخش كنند و هر روز يك بخش را در ظرف آهنين كرده در زير دامن دود كنند و خود را باعتدال بپوشند و پيش از دود كردن پارچه كرباس برگرد گريبان و كردن خود پيچيده تا دود از گريبان بدماغ نرود و قوت