يك مثقال ايارج فيقرا دو دانك بهم آميخته بشربت بنفشه سرشته حبها سازند و بشربت مذكور غلطانيده سحر فروبرند و چون به عمل درآيد و طبيعت سه چهار مرتبه اجابت كند سنامكى پنج مثقال بسفايج نيمكوفته عنب الثعلب از هريك سه مثقال كل سرخ و پر سياوشان و شاهترج از هريك دو مثقال كل نيلوفر دريائى يك مثقال سپستان سى عدد اجزاء را در يك كاسه آب بهجوشانند تا نيمه كمتر بماند صاف كنند و پنج مثقال شيرخشت در آب آن حل كرده و باز صاف نموده نيمكرم بياشامند و چون عمل دارو آخر شود شربتى از كلاب و قند و تخم ريحان رغبت نمايند و غذا نخود آب خورند
در علاج ابله فرنك
هم در علاج ابله فرنك
رباعيه
در دفع فرنكيه چه درويش و چه شاه * بايد بحديث بنده نيكوخواه
يا از حب سيماب خورد ياز سفوف * يا دود كند جيوه سخن شد كوتاه
صفت حبّ جيوه
صفت حبّ جيوه فلفل چهار مثقال هليله زنكى سه مثقال كوفته و پخته سيماب هفت مثقال قند سياه پانزده مثقال اردميده و روغن كاو از هريك شش مثقال همه را بهم آميزند و كف مال كنند تا سيماب