تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آتشك ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
نازك اينجا مضرت نكند بسيار و گوشت كبوتر بچه و امثال آن بس مفيد بود و گوشت خارپشت و راسو دواى اين مرض بود و بالجمله بدين تدبير تعديل و مراعاة مزاج كنند تا وقت بحران تام و آن هنگام دارويى كه آن را داروى آبله فرنگ گويند بمالند بدستورش تا صحة كامل حاصل شود و اين اقوى علاج اين مرض است و اگر علت غالب بود و بدين مدت مذكور مهلت ندهد و علاجهاى سابق مؤثر نيفتد يا ميسر نشود چاره جز آن نباشد كه دارو بمالند تا تخفيفى حاصل شود و دانه‌ها خشك شود و بريزد درد كمر شود آنگاه علاجهاى ديگر مىكنند و چون ديگر علة طغيان كند باز داروى مقرر تكرار عمل كند بعد از يك ماه و دو ماه تا آنكه به مدت بحران برسد طريق استعمال دوا آنست كه بر تمام مفاصل از آن بمالند بعد مريض را بسيار نيكو بپوشانند يك شبان‌روز چنان كه عرق بسيار كند و در آن اثنا بجاى آب و غذا و شربت جهة دفع حرارة و تقويت شربت صندل و گلاب و تخم ريحان با نبات يا عرق بيد و اسبغول دهند و در ضعف مزاج اندك گوشت آبه هم جايز باشد و بعد