شكنبه : اگر كسى شكنبهء گوسفند اندر پاليزى همچنان با سرگين اندر زمين كنند هرچه بدان نواحى كرم باشد هم آنجا گرد آيند .
بزغاله
بزغاله را نيز چند خاصيت است .
كهرهء بز كه در ساعت بزايد و قليه كنند به خورد كسى دهند كه داروى بد خورده باشد سود دارد ، و همچنين شش اين .
( شاخ : ) « 1 » شاخ بزغاله در زير بالين كسى كنند هرچه كرده باشد در خواب بگويد .
خون : خون او كسى كه داروى بد خورده باشد [ بخورد ] سود دارد .
ميش
ميش را جداگانه چند خاصيت است .
پيه : اگر پيه او كوفته با بادام تلخ و مغز استخوان زردالود جايى نهند و هر جانورى كه از آن بخورد بميرد . / 49 /
شش : هر كه كلفه باشد و لكهء شش بره در آن مالند سود كند و مجرب است . « 2 »
زهره : اگر زهرهء او زنان در ابرو مالند ابروشان سياه شود .
و اگر زهرهء او با قطرهاى آب و عسل در گوش چكانند درد ببرد .
و زهر ( هء ) او خاصيتى دارد نيكو با درد گلو ، چون طلا كنند .
پستان : پستان ميش پازهرست . كسى را كه داروى بد خورده باشد بخورد سود دارد .
شير : اگر شير ميش به گرم بگيرند و بر آن چيزى بر كاغذ نويسند هيچ پيدا نبود ، و چون در آب افگنند كتابت سپيد پيدا آيد .
اگر يك رطل شير ميش بگيرند و همچندان آب برافگنند و بپزند تا آب بشود پس شكر اسفيد درافگنند و چند روز از ترشى و شورى پرهيز كنند و بعد از آن بخورد خفقان و درد سينه را سود دارد .
پشم : اگر پشم او فتيله كنند و بر دست كسى بندند كه نقرس دارد سود كند .
هامش
( 1 ) . مأخوذ از « م » .
( 2 ) . اين قسمت در « م » نيست .