در آن كرم باشد كرم آن بريزد / 46 / .
سرگين : سرگين گوسفند غرغره كنند آواز بگشايد .
و اگر بر ورم نهند سود دارد .
و اگر دود كنند جمنده بگريزد .
اگر با انگبين بر زخم چوب نهند درد ساكن شود .
و چون به آرد جو بياميزند و خمير كنند و بر ورمها [ ى ] سخت نهند و آماس سپرز و درد زانو بر پاره ركو نهند و بر آنجا نهند سود دارد ، و من خود آزمودم ، و چون بسوزانند لطيفتر باشد و منفعت كند داء الثعلب را و پيسى را و باز افتادن موى را و ريش سر و خارش اندام ، و اين را « گوهر بىبها » خوانند .
پشك : و اگر پشك گوسفند بكوبد و با همچندان جو در جايگاهى كنند و چندان آب بر آن كنند كه هر دو را بپوشد پس بپزند تا آب بشود و آنگه خشك كند و بكوبد و با سركه ميويز « 1 » كرده بر روى آلايند نشان آبله ببرد و پاك گردد .
جالينوس گويد اگر كسى را مار بگزد پوست بز گرم بدان نهند سود دارد و زخم همهء جمندگان سود كند .
و در كتاب نيرنج گفتهاند كه اگر چهار پوست بز « 2 » پر باد كنند و از چهار گوشهء خانه بياويزند آواز رود از آن خانه بيرون نرود .
گرده « 3 » : كسى را كه درد گرده باشد گردهء گشن با فانيذ و شكر بخورد درد بشود .
زهره « 4 » : اگر زهرهء بز در گوش چكانند درد برود .
زهرهء او خشك كنند و در چشم كنند هرگز درد چشم نباشد .
زهرهء او در ذكر مالند با هر كه جماع كند دوستى افزايد .
زهرهء او با روغن گل بياميزند و به آب گرم به خورد كسى دهند كه او را / 47 / ضيق النّفس بود سود دارد .
زهرهء او به نوشادر به هم بياميزند به هر كجا كه براندايند هرگز موى تباه نشود .
زهرهء [ او ] به زير ناف كودك مالند شكم براند .
هامش
( 1 ) . در « م » آمده است : با سركه مى خمير كرده ( ؟ )
( 2 ) . پ 140 : گوسفند .
( 3 ) . م : زهره .
( 4 ) . « م » ندارد و متصل به عبارت قبلى شده است .