مغز : اگر مغز او بسوزانند و بسايند و با سيكى بسرشند و بر دندان نهند كه درد صعب كند سود دارد .
خايه : خايهء او بريان كنند و بخورند مجامعت را سود دارد .
استخوان : استخوان او خداوند تب با خود دارد سود كند .
گوسفند
در چارهء دشمن خستن « 1 » هيچ جانورى عاجزتر از گوسفند نباشد كه چون خصم / 45 / را ديد هيچ چاره نتواند كردن و خويشتن را به دو تسليم كند .
ليكن در گشن كردن هيچ قويتر از او نباشد .
و از ذوات الظّلف كه باشد كه هشتاد بار بر گوسفند ماده جهد ، و هيچ جانور ديگر اين طاقت ندارد .
و در گاه گشن گويند كه اگر پيشتر گوسفند پير به گشن آيد دليل سال نيكو بود و اگر جوان آيند سال نيك نباشد .
و اندرو خاصيت بسيارست .
گوشت : گوشت او قوّتى تمام دارد و هر كه بسيار خورد خشكى ازو برود و قوى گردد .
و گويند هر كه متواتر خورد دل سخت گرداند .
جگر : اگر جگر او بريان كنند و بخورند شكم نرم سخت كند .
اگر جگر گوشهء بز « 2 » تنك كنند [
a
321 ] و بر آتش نهند و آب گيرد پس فلفل يا دارفلفل سوده بر آن كنند هر كه در چشم كشد شب كورى ببرد .
شير : هر كه را آواز گرفته باشد شير گوسفند غرغره كند آوازش بگشايد .
اگر شير و روغن بز گرم كنند و كسى را دهند كه داروى بد خورده باشد سود دارد .
مغز : مغز سر او با روغن گل بياميزند و اندر پيوندها بندند پيوند نرم كند .
ريم : اگر ريم بغل گوسفند مقدار يك باقلى با مرّ بياميزند و بادافگن را دهند ( بخورد سود دارد ) .
استخوان : استخوان او بسوزانند و خاكسترش با شير زنان مرهم كنند و بر ريشى نهند كه
هامش
( 1 ) . م : جستن ، پ 140 : از دست دشمن رستن .
( 2 ) . م : نرنبك ( ؟ )