تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥

( فصل سوم ) در ( محو ) كتابت

سپيداج « 1 » رصاص بگير و نيكو بساى و به حرير ببيز ، و همچندان صمغ عربى « 2 » بايد كه در آب بگدازد . پس سپيداج بدان خمير كن و گروهه « 3 » ساز و خشك كن و اندر چيزى « 4 » سفالين يا اندر پوست گردكان كن ، و چون به كار آيد از آن گروهه يكى بگير و اندك‌مايه آب برو چكان . پس به سر قلم بردار و بر آن نوشته مال و رها كن « 5 » تا خشك شود ، و آنگه مهره زن و پاك كن كه پاك « 6 » شود . و اگر نه قليا [ ى ] سپيد بگير و بساى و بدان آب ترشى ترنج تر كن و بر نوشته مال و رها كن تا خشك شود كه آن نوشته برود « 7 » ، چنانچه هيچ اثر نماند . و اگر نه لختى موم گرم كن و اندك اندك بر آن نوشته افشار و بگذار تا سرد شود . پس بازگير و ديگر بار همچنان كن تا آنگه كه پاك شود . و ( اگر نه ) لختى علك ( رومى ) بخاى نيك ( و ) نوشته را بدان بكن . « 8 » و اگر نه كندرو بگير و به آتش گرم كن و همچنين كن .
هامش
( 1 ) . م : سفيداج . ( 2 ) . م : اعرابى . ( 3 ) . م : گروه . ( 4 ) . م : جام . ( 5 ) . م : دست بدار . ( 6 ) . ك : ملك . ( 7 ) . م : پاك شود . ( 8 ) . م : بركن .