تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠

صفت ترياك

خواستيم كه دادن اين زهرها ( را ) شرح دهيم امّا از خداى تعالى انديشيديم « 1 » ، مبادا كه كسى ناپاكى كند و حركتى كند و صفت ترياك صواب را شرح دادم .

بيش

اگر كسى را بيش داده باشند نشانش آن بود كه سرش لرزد و صرعش افتد و زبان آماس گيرد و چشم از سر بيرون آيد . علاج آن است كه تخم شلغم با روغن گاو بپزند تا بخورد و قى كند . چون سه چهار بار قى كرد نيز بايد داد . ذو المسك « 2 » هر ساعتى بايد داد تا بخورد و آنگه پازهر مشتى بار زد نيك « 3 » بود خوردن ، و اگر نه روغن گاو همىبايد خورد . و اگر ترياك افعى دهند نيك بود و خوردن شيرنطوس « 4 » نيك بود و با ترياك برابر است .

زهر مار

كسى را كه زهر مار داده باشند علاج او ذو المسك است و ترياك ، و اگر نه روغن گاو هر زمانى بايد داد .

زهر پلنگ

هركه را زهر پلنگ داده باشند او را قى افتد به نيرو ، و چشمش زرد گردد و دهنش تلخ بود و خفقانش بود . علاج گل فهر « 5 » و حبّ الغار و مرّ و تخم سداب ، از هر يكى برابر بكوبند و در / 332 / انگبين كنند و مىخورد ، و اگر قى كند ديگرباره بايد خورد ، و انجير بدان بجوشانند و بدهند تا بخورد ، و هركه را اين زهر داده باشند چون يك روز بگذرد برهد و الّا بميرد .
هامش
( 1 ) . م : دهم باز ترسيدم كه . ( 2 ) . ك : داسنك ( ؟ ) . ( 3 ) . م : پيازم مشى بار زد ( ؟ ) . ( 4 ) . م : متروديطوس . ( 5 ) . ك : مهر .