تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣

آب گشنيز

هركه را آب گشنيز داده باشند نشانش آن بود كه سرگردان بود و سخن نتواند گفت . علاج آن است كه قى كند و زردهء خايه و پلپل و نمك و حبّ فلفل دهند ، و غذا مرغ با روغن گاو در آب بجوشانند و دارچينى بر وى كنند و بخورد .

اسبيوش

هركه كوفته خورده باشد نشانش آن بود كه نفس تنگ گردد و رگها از جستن فروماند و سست گردد . علاج آن است كه انگبين و بوره « 1 » خورد و پرّى « 2 » به گلو فرو كند تا قى افتد ، و غذا انگبين و بوره و زردهء خايهء بريان كرده و پلپل و نمك و انگژد خورد نيك بود . / 335 /

سماروغ

هركه را سماروغ داده باشند نفس تنگ شود و قولنج و خوى سرد به وى پديد آيد . علاج آن است كه آب با سركه و بوره و نمك هندى به آب ترب و آب بوره يا به آب پوذينه بكوبند و بدهند تا بخورد و قى كند . پس سكنگبين دهند او را نيك بود .

شيرناخوش

هركه را داده باشند زهر باشد ، و چون بخورد در شكم ببندد و هيضه آرد ، و هرچه خورد قى كند . علاج آن قى كردن است به آب انگبين و گوارش زيره به روغن ناردين ، و معده و شكم و پشت چرب كردن .

بلاذر

هركه را داده باشند بسيار بميرد ، و اگر اندك دهند رنجورى پيدا آيد . علاج آن مسكه است و روغن و شير گاو ، و همه تن به روغن جوز چرب كردن ، و
هامش
( 1 ) . ك : بىنقطه است . ( 2 ) . كذا با تشديد در اصل .
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 303 | ايرج افشار / مطهر بن محمد جمالى يزدى