آب گشنيز
هركه را آب گشنيز داده باشند نشانش آن بود كه سرگردان بود و سخن نتواند گفت .
علاج آن است كه قى كند و زردهء خايه و پلپل و نمك و حبّ فلفل دهند ، و غذا مرغ با روغن گاو در آب بجوشانند و دارچينى بر وى كنند و بخورد .
اسبيوش
هركه كوفته خورده باشد نشانش آن بود كه نفس تنگ گردد و رگها از جستن فروماند و سست گردد .
علاج آن است كه انگبين و بوره « 1 » خورد و پرّى « 2 » به گلو فرو كند تا قى افتد ، و غذا انگبين و بوره و زردهء خايهء بريان كرده و پلپل و نمك و انگژد خورد نيك بود . / 335 /
سماروغ
هركه را سماروغ داده باشند نفس تنگ شود و قولنج و خوى سرد به وى پديد آيد .
علاج آن است كه آب با سركه و بوره و نمك هندى به آب ترب و آب بوره يا به آب پوذينه بكوبند و بدهند تا بخورد و قى كند . پس سكنگبين دهند او را نيك بود .
شيرناخوش
هركه را داده باشند زهر باشد ، و چون بخورد در شكم ببندد و هيضه آرد ، و هرچه خورد قى كند .
علاج آن قى كردن است به آب انگبين و گوارش زيره به روغن ناردين ، و معده و شكم و پشت چرب كردن .
بلاذر
هركه را داده باشند بسيار بميرد ، و اگر اندك دهند رنجورى پيدا آيد .
علاج آن مسكه است و روغن و شير گاو ، و همه تن به روغن جوز چرب كردن ، و
هامش
( 1 ) . ك : بىنقطه است .
( 2 ) . كذا با تشديد در اصل .