ورق فروردين ماه از پس آن باشد طالع تحويل سال اين جمله اگر بود به كار مىبايد كه از آن ناگزير است و اگر مختصر كنند چنانك درين وقت مىكنند آسانتر باشد بنويسند و باقى بگذارند .
و در خراسان در هر ماهى ابتدا بدان تقويم كنند كه چهار سطرست : اوّل نام هفته باشد و ترتيب ايّام اسابيع بنويسند و آن را ايّام الاهله خوانند ، و سوم در آن روزها ( ى ) گذشته از ماه رومى نويسند و آن را ايّام الرّومى [
b
356 ] خوانند ، و چهارم ايّام العدد خوانند . و در آن روزها ( ى ) پارسى از يكى تا سى نوشته و اين چهار سطر ديگر باشد و پهنايش بيشتر از آن سطرها ( ى ) چهارگانه باشد ، در يكى موضع شمس و در يكى موضع قمر و زحل و مشترى و مريخ و زهره و عطارد و جوزهرّ .
و ارتفاع و ساعات اين جمله به وجهى نويسند و وجهى ديگر نامها [ ى ] پارسى : هرمز ، بهمن ، ارديبهشت ، شهرير ، اسفندارمذ ، خرداد ، مرداد ، ديباذر ، آذر ، آبان ، خور ، ماه ، تير ، جوش ، دىبمهر ، مهر ، سروش ، رشن ، فروردين ، بهرام ، رام ، باذ ، ديبدين ، دين ، ارد ، اشتاذ ، اسمان ، زامياذ ، ماراسفند ، انيران ، « 1 » - و بروج قمر و منازل نويسند .
پس اگر سطرى نويسند چنانك رسم رفته است بنويسند ، و اگر به رمزى نويسند درين وجه ديگر شش « 2 » جدول از بهر شش ستاره كه قمر به ايشان باشد متّصل است فرو كشند و يك سطر از آن بر انتقال قمر .
و آن جدول حساب در هر خانه از جدول كوكبان سه علامت هست : يكى علامت آن برج كه ستاره در آن است ، ديگر علامت درجه ، ديگر علامت دقيقه .
و در جدول ارتفاع و ساعات دو علامت است : يكى علامت درجه ، ديگر علامت دقيقه .
و در حجرها وجه ديگر ، در هر يكى سه علامت بود : يكى علامت اتّصال ، / 260 / دوم علامت ساعات ، سوم شب و روز . علامت روز را است و علامت ( شب ) لام است .
و بر سر جدول حساب ماهها ( ى ) پارسى نوشته بود ( و ) اتّصالات ( يا اختيارات هر كدام كه خواهد و اتّصال كواكب و اعياد و جز ازين هرچه برخاسته ) است . و در تقويم
هامش
( 1 ) . اين اسماء در نسخهء « م » بسيار نادرست است و لذا از آوردن نسخهء بدلها خوددارى شد .
( 2 ) . م : سطر .