آمد ، و چون به پانجده رسد گوييم زهره نيز جرم به قمر افگند در اتّصال آمد ، چون به بيست و سه رسد گوييم قمر از زهره جرم افگند ، و چون به بيست و پنج رسد گوييم قمر از زهره جرم افگند منفصل شد .
و بدين مثال باشد اتّصال كوكبان « 1 » ، و اين عدد اجرام كوكبان « 2 » است كه به مقدار جرم خويش از آفتاب دور باشد تا به مشرق پيدا شود يا به مغرب ، و اين مقدار جرم را حدود تشريق « 3 » و تغريب نام كنند تا معلوم گردد .
باب يازدهم در شناختن سير وسط و معتدل ستارگان
ببايد دانست كه هر كوكبى را سيرى هست كه سير وسط خوانند و در زيج به كار آيد ، و سيرى ( ديگر ) هست كه معتدل خوانند ، و آن در تقويم باشد .
و بدين سير معتدل تشريق و تغريب و احتراق و تصميم و طلوع و غروب و قران و اتّصال شايد دانست « 4 » ، و ما در اين باب هر دو سير را پيدا كنيم كه بسيار فايده در / 263 / آن است .
امّا سير وسط خود ثابت است و زيادت و نقصان نكند ، و سير معتدل بر زيادت و نفصان باشد . چون كسى سير معتدل در تقويم بنگرد و با سير وسط مقابل كند اگر كمتر از آن است داند كه ستاره بطىء السّير است ( و اگر بيشتر بود داند كه سريع السّير است . )
و چون بنگرد و بيشتر از آنكه واجب است يا كمتر از آن كه واجب است زود داند كه تقويم غلط است ، و معظم شناختن تقويم اين است كه چون بدانى اگر خلافى در تقويم بود معلوم گردد . [
b
357 ]
و سير وسط هر كوكبى اين است كه زير هر يك نوشته است :
زحل ، مشترى ، مريخ ، زهره ، عطارد ، رأس ، ذنب اين جمله سير وسط ايشان است .
ر ه ه بط يط ى « 5 »
هامش
( 1 ) . م : كواكب .
( 2 ) . م : كواكب .
( 3 ) . م : تشريف .
( 4 ) . م : شناخت .
( 5 ) . علايم مأخوذ از « م » است و نسخ ديگر ندارد .