كندش « 1 » : گرم است . قى آرد « 2 » و شكم فرود آرد و تشنگى انگيزد و كلف پاك كند و عطسه آورد و خون در بينى افگند .
گزمازك « 3 » : سرد و خشك است . شكم باز بندد و خون رفتن را نيك بود ، و دندان خورده و جنبيدن « 4 » را نيك بود .
كسيلا « 5 » : گرم است . تن را فربه كند و معده را نيك بود خاصّه زنان را .
كبابه : گرم است . بستگيها را بگشايد و مثانه را قوّت دهد ، و راهها ( ى ) گميز پاك كند . / 217 /
گيل دارو : گرم است . كرم شكم را بكشد و مثانه را قوّت دهد و كدودانه فرود آورد .
كمادريوس « 6 » : گرم است و گشاينده بستگى را ، و ستبرى سپرز را ببرد و يرقان را نيك است .
كرم : برگ او بكوبند و بر آماس ( گرم ) نهند سود دارد ، ( و ترشى وى درد سر را سود دارد ) ، و مستى ببرد .
ل
لسان العصافير : باد سرد انگيزد .
لوف « 7 » : گرم است . سدّه را بگشايد و دمادما [ ى ] كهن را نيك بود ، و هو شىء من البقول .
لك : نيك بود درد جگر را و استسقا را .
لبلاب : سرد و ترست . شكم نرم كند ، و تب گرم ببرد .
لوبيا : گرم است بر طبع نخد . زنان را حيض آورد ( و ) چون به شير بپزند تن فربه كند و مغز را خيره كند .
لسان الحمل : نيك بود مر آماسها را و آتش سوخته ( را ) كه براندايند ، « 8 » و درد گوش را كه از گرمى بود ، و ريش رودگانى را نيك بود . هم برگ و هم تخم را .
هامش
( 1 ) . م : كندس .
( 2 ) . م : افگند .
( 3 ) . م : گزمازو ( هر دو صورت درست است ، نفيسى ) .
( 4 ) . م : جنبيد .
( 5 ) . م : كسلا ، ك : كلا .
( 6 ) . م : كمازريون .
( 7 ) . ك : لوفر .
( 8 ) . از اينجا تا آخر سطر بعد از « م » ساقط شده است .