زريون : از هم گونه است . گرم است ) بستگى بگشايد و كژدم گزيده را سود دارد .
زوفا : آنچه خشك است گرم و خشك است ، و آنچه ترست گرم و تر . سينه را پاك كند از بادها و آب پشت را نيك بود .
زرچوبه « 1 » : چون بخورند باد بشكند و آب پشت بيفزايد ، و اگر جامه به رنگ او گردد به آب بوره بشويند سفيد گردد .
زرنبا « 2 » : گرم و خشك است . بادها را بكشند و بوى پياز و سير از دهن ببرد .
زجاج : خاصيّتى دارد كه سنگ از گميزدان پاك كند . چون سر بدان بشويند سبوسه از سر ببرد .
زيت : گرم و خشك است . نيك بود معده را ، و خون از شكم باز بندد .
ح
حىّ العالم : سردست . نيك است آتش سوخته را و درد چشم و آماس را . خون / 215 / گرم جگر را گرم كند و شكم نرم كند و كرم اندر شكم بكشد و دمادما ( را ) سود دارد و همچنين درد زهدان . « 3 » ( و آبش چون زن بخورد كودك بيفگند ) .
حماما : گرم و خشك بود . كسى را كه جگرش سرد بود درد سر را سود دارد . ( و همچنين درد زهدان را . )
حنّا : سرد و خشك است . دهان دمنده را و آتش سوخته را سود دارد . « 4 »
حضض : معتدل است . نيك بود مر آماسها را كه گرم بود و كلف را ، و گلو گرفته را چون غرغره كند سود دارد ، و آبش بخورند كودك بيفگند . « 5 »
حاشاء : گرم است . سود دارد درد چشم را كه از ترى تيره شده باشد ، « 6 » و چون بخورند كرم بيفگند و طعام بگوارد - ليكن آبستن را زيان دارد .
حسك : سردست . سنگ از مثانه بشكند ( و باد انگيزد ) و گميز بگشايد .
هامش
( 1 ) . كذا در « ك » ، م : زردچوبه .
( 2 ) . م : زرنباد ( هر دو صورت ضبط شده و صحيح است ) .
( 3 ) . م : از واو تا اينجا را ندارد .
( 4 ) . اين سطر در « م » نيست .
( 5 ) . م : از « و آبش » تا اينجا ندارد و در خواص حى العالم آورده شده است .
( 6 ) . ازينجا تا آخر سطر بعد در « م » نيست .