تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
خواهند كه نكند آب سرد بر سر وى ريزند . و طبع آن گرم و نرم « 1 » بود . سدّه را بگشايد . دلب « 2 » : ( گوز دلب ) سرد و خشك بود . چون با سركه بسايند و بر سوختگى نهند سود دارد . دبق : گرم و خشك است . آماسها ( را ) بنشاند و نيكو بود . دم الاخوين : سردست . شكم باز دارد و جراحت تازه ( را ) فراهم آورد . دردى خمر « 3 » : گرم است . نيكو بود بيمار ( يها ) ى سرد را و آماسها را . دردى سركه « 4 » : تپش ببرد ، و چون بر آماس گرم نهند آماس بنشاند . « 5 »

ه

هليلهء زرد : صفرا ببرد . هليلهء كابلى : گرم و نرم است . ( سودا را سود دارد . ) هيل و هرد « 6 » : ( هر دو ) گرم است . نيك بود باد را . / 214 /

و

وجّ : گرم و خشك است . بلغم ببرد و لقوه را نيك بود . وسمه : گرم است . موى را سياه ( و جوان ) كند . ورق الذراريح « 7 » : گرم و خشك است . سودمند است بادهاى سپرز را ، و سپرز ( سخت ) گشته « 8 » را بنشاند ، و گرانى زبان را سود دارد .

ز

زنجبيل : گرم و نرم است . ( بلغم و سردى را از معده ببرد .
هامش
( 1 ) . م : خشك . ( 2 ) . ك : كوذزاب . ( 3 ) . م : دردى الخمر . ( 4 ) . م : دردى الخل . ( 5 ) . م : سود دارد . ( 6 ) . م : هو ، ك : هود . ( 7 ) . ك : الذراريج . ( 8 ) . ك : كنشنه ( ؟ ) نسخ ديگر مانند « م » است كه در متن آورده شد .