خواهند كه نكند آب سرد بر سر وى ريزند .
و طبع آن گرم و نرم « 1 » بود . سدّه را بگشايد .
دلب « 2 » : ( گوز دلب ) سرد و خشك بود . چون با سركه بسايند و بر سوختگى نهند سود دارد .
دبق : گرم و خشك است . آماسها ( را ) بنشاند و نيكو بود .
دم الاخوين : سردست . شكم باز دارد و جراحت تازه ( را ) فراهم آورد .
دردى خمر « 3 » : گرم است . نيكو بود بيمار ( يها ) ى سرد را و آماسها را .
دردى سركه « 4 » : تپش ببرد ، و چون بر آماس گرم نهند آماس بنشاند . « 5 »
ه
هليلهء زرد : صفرا ببرد .
هليلهء كابلى : گرم و نرم است . ( سودا را سود دارد . )
هيل و هرد « 6 » : ( هر دو ) گرم است . نيك بود باد را . / 214 /
و
وجّ : گرم و خشك است . بلغم ببرد و لقوه را نيك بود .
وسمه : گرم است . موى را سياه ( و جوان ) كند .
ورق الذراريح « 7 » : گرم و خشك است . سودمند است بادهاى سپرز را ، و سپرز ( سخت ) گشته « 8 » را بنشاند ، و گرانى زبان را سود دارد .
ز
زنجبيل : گرم و نرم است . ( بلغم و سردى را از معده ببرد .
هامش
( 1 ) . م : خشك .
( 2 ) . ك : كوذزاب .
( 3 ) . م : دردى الخمر .
( 4 ) . م : دردى الخل .
( 5 ) . م : سود دارد .
( 6 ) . م : هو ، ك : هود .
( 7 ) . ك : الذراريج .
( 8 ) . ك : كنشنه ( ؟ ) نسخ ديگر مانند « م » است كه در متن آورده شد .