تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
افتيمون « 1 » : گرم و خشك است . سودا را سود دارد . / 210 / انجره « 2 » : گرم و نرم است . آب پشت را بيفزايد و بلغم را بگذارد . اقاقيا : سرد و خشك است . مقعد را باز ( به ) جاى برد . افسنتين : گرم است . پاره‌اى « 3 » خشكى است . بلغم را از اطراف بيارد و معده قوى كند و ماليخوليا را سود دارد و گرفتن گميز را بگشايد و جگر را قوّت دهد و تشنگى ( را ) بنشاند و معده را سود كند . خوردنى از آن پنج درمسنگ است . انيسون : گرم است . شهوت انگيزد و معده را قوّت دهد . آمله : سخت سردست و خشك . معده را درست كند و بواسير را سود دارد . اسقردريون « 4 » : سير دشتى است و گرم و خشك است . معده را نيك بود و سدّها از سر بگشايد و موى دراز كند و معده را تباه كند و بيم هلاك باشد . انبرباريس « 5 » : سرد و خشك است . صفرا بنشاند و جگر را سود دارد . آزاد درخت « 6 » : گرم و خشك است . سدّها از سر بگشايد . ارزه « 7 » : درخت صنوبر است . حيض بگشايد . اسفند سفاخر : گرم و خشك است ، و آن را اسفندان سفيد گويند . خداوند رطوبت را نيك است . اقارون « 8 » : گرم و خشك است . درد شكم را نيك بود . اسقرقندليون « 9 » : نيك بود خداوند سپرز را . آهك : گوشت به جراحت باز روياند و كسى را كه درن به گلو دارد غرغره كند درن بيفگند بىآنك ريش كند . عنزروت « 10 » : نيك بود درد چشم را و پليدى بياورد . انگژد : خون از شكم باز دارد .
هامش
( 1 ) . افيثمون و افثيمون در ابن البيطار . ( 2 ) . ك ابخز ، م : ابحره . ( 3 ) . م : لختى . ( 4 ) . م : اسقودريون - نفيسى : اسقورديون . ( 5 ) . ك : انبربايس ، م : انبريابس ، ط : اميرباريس . ( 6 ) . ط : آزادرخت ( ؟ ) . ( 7 ) . ك : ازره . ( 8 ) . ك : اقارن . ( 9 ) . نفيسى : اسقولوفندريون ، م : اسقوقندليون . ( 10 ) . ك : عنزوت ، م : انزروت .