و اگر پوست كنده با شونيز بپزند و آب آن باز خورند كرم دراز از شكم « 1 » بيرون آيد .
و جو هندى چون آب برو زنند هم در زمان برويد .
باقلا
اگر روغن چراغ به جامه رسد و به آرد باقلا [ ى ] پخته بشويند پاك گردد .
و اگر با برگ خرزهره و كبريت زرد بپزند بط يا كلنگ بخورد بيفتد .
و طبع او گرم و خشك است ، و چون بپزند گرم و نرم باشد و جماع را قوّت دهد . ليكن گشن زرد را بد بود .
و چون به خشك بسيار خورد تب ربع آيد « 2 » و منفعت كند .
نخد « 3 »
( طبع نخود ) گرم و نرم است . آب پشت بيفزايد ( ليكن صفرا انگيزد ) و گرفتن جگر را سود دارد و بگشايد .
و زنى كه دشوار « 4 » زايد بر وى بندند سود دارد .
و گفتهاند ( كه ) مار از نخد تر [
b
344 ] بگريزد ، و اگر برگ او در سوراخ مار افگنند بميرد يا بگريزد .
عدس
اگر ( عدس ) به روغن گاو بپزند و كبوتر از آن بخورد بيفتد .
و طبع آن سرد و ترست . صفرا بنشاند . / 169 /
و چون با سركهء جوشيده خورند صفرا ببرد و قوّت دهد .
و خوردن عدس دل را روشن كند و اشك چشم باز بندد و آواز بگشايد و سرفه را سود دارد . « 5 »
هامش
( 1 ) . پ 161 : اشكم .
( 2 ) . پ 161 : ببرد .
( 3 ) . پ 161 : نخود .
( 4 ) . پ 161 : دشخوار .
( 5 ) . پ 161 : ببرد .