و سماروغ [
a
344 ] بيابانى هركه بخورد هرگز او را فرزند نباشد .
و اگر سماروغ سرخ با زهرهء گرگ بر قضيب طلا كنند با هركه مجامعت كند دوستى افزايد ، لكن فرزند نباشد .
و اگر پوست آن با زعفران بسايند هركه در شراب قدرى اندك بدهند در حال مست شود ، ( و اللّه اعلم . )
طرخون
[ در ] طبع طرخون خلاف است . بعضى گويند گرم است و بعضى گويند سرد . امّا در خشكى هيچ خلاف « 1 » نيست ، و دردها را نيك است و بن دندان سخت كند ( و بوى دهان خوش كند . )
و اگر كوفته يا خائيده بر كژدم گزيده مالند درد بنشاند .
و اگر با نان « 2 » خورند معده قوى كند و سدّهها « 3 » را بگشايد و خون صافى كند .
و چون بسيار خورند شهوت ببرد و گرده ضعيف كند .
و اگر طرخون در دهان دارند باد سموم كار نكند .
و اگر در دندان مالند خون از بن دندان ( باز گيرد و عيب دندان ) ببرد . / 166 /
ريواس « 4 »
طبع ريواس سرد و خشك است . صفرا بنشاند و زهره را قوى كند و خون صافى كند و جگر را سود دارد و آبله و سرفه و درد سر ببرد .
شراب او كه « 5 » به كار دارد قى بنشاند و طبع « 6 » را سود دارد و تشنگى بنشاند . ليكن چون بسيار خورند شهوت ببرد و گرده ضعيف كند .
و هركه به كار دارد خون كه از سر قضيب آيد باز ايستد . « 7 »
و اگر تخم او به روغن تازه بجوشاند و در خود مالد گر از تن ببرد .
هامش
( 1 ) . پ 161 : خلافى .
( 2 ) . پ 160 : نامداران با آن ( ؟ ) .
( 3 ) . پ 161 : سددها .
( 4 ) . پ 161 : ريباض .
( 5 ) . پ 161 : اگر .
( 6 ) . پ 161 : تب .
( 7 ) . پ 161 : گيرد .