تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

نارنج

پوست نارنج گرم و خشك است ، و ترشى ( او ) همچنين . صفرا بنشاند ، اما / 139 / آب پشت ببرد . مغز و مغز پوست ( نارنج ) زهرست و ترشى او رنگهاى سياه از جامه ببرد . ( پوست ) : و اگر روغن پوست او در موى مالند قوى كند و سپيد ( نشود ، ) و اللّه اعلم .

ليمو

طبع او سرد و خشك است ، و خون را تسكين كند ، و درد سر كه از خون بود ببرد ، و دهان خوش كند ، و معده قوى كند ، و مستى [
a
340 ] باز دارد .

مورد

طبع او گرم است ، و هركه از شاخ او حلقه كند مانند انگشترى و در انگشت « 1 » آن كس كند كه او را سر آماس « 2 » باشد بهتر شود . و اگر آب مورد تر بگيرند و در نبيذ كنند و به كسى دهند سخت مست شود و دير بيدار گردد . و اگر برگ مورد با مرداسنگ و صندل ( بسايند و ) ببيزند و بغل بدان بشويند هرگز گند ازو ( بر ) نيايد . و اگر برگ مورد با چغندر بپزند و سر بدان بشويند بن موى قوى كند و سبوسه ببرد . و هركه روغن مورد دانه در سر مالد موى سياه كند و جعد « 3 » كند و روشن . و اگر آب مورد بر سر دردمند نهند درد شقيقه ببرد . و اگر مورد بكوبند و با سفيدهء « 4 » خايه بر كوفتگى نهند درست شود . و اگر مقدارى بجوشانند و ( آبش بگيرند و ) بر مقعدى كه بيرون مىآيد / 140 / [ نهند ] درست گردد . و اگر دانهء آن بجوشانند و آبش بخورند سرفه ببرد و خون ( از ) شكم باز گيرد .
هامش
( 1 ) . پ 161 : انگشترين . ( 2 ) . پ 161 : ماس . ( 3 ) . پ 161 : جعده . ( 4 ) . پ 161 : سپيده .