نارنج
پوست نارنج گرم و خشك است ، و ترشى ( او ) همچنين . صفرا بنشاند ، اما / 139 / آب پشت ببرد .
مغز و مغز پوست ( نارنج ) زهرست و ترشى او رنگهاى سياه از جامه ببرد .
( پوست ) : و اگر روغن پوست او در موى مالند قوى كند و سپيد ( نشود ، ) و اللّه اعلم .
ليمو
طبع او سرد و خشك است ، و خون را تسكين كند ، و درد سر كه از خون بود ببرد ، و دهان خوش كند ، و معده قوى كند ، و مستى [
a
340 ] باز دارد .
مورد
طبع او گرم است ، و هركه از شاخ او حلقه كند مانند انگشترى و در انگشت « 1 » آن كس كند كه او را سر آماس « 2 » باشد بهتر شود .
و اگر آب مورد تر بگيرند و در نبيذ كنند و به كسى دهند سخت مست شود و دير بيدار گردد .
و اگر برگ مورد با مرداسنگ و صندل ( بسايند و ) ببيزند و بغل بدان بشويند هرگز گند ازو ( بر ) نيايد .
و اگر برگ مورد با چغندر بپزند و سر بدان بشويند بن موى قوى كند و سبوسه ببرد .
و هركه روغن مورد دانه در سر مالد موى سياه كند و جعد « 3 » كند و روشن .
و اگر آب مورد بر سر دردمند نهند درد شقيقه ببرد .
و اگر مورد بكوبند و با سفيدهء « 4 » خايه بر كوفتگى نهند درست شود .
و اگر مقدارى بجوشانند و ( آبش بگيرند و ) بر مقعدى كه بيرون مىآيد / 140 / [ نهند ] درست گردد .
و اگر دانهء آن بجوشانند و آبش بخورند سرفه ببرد و خون ( از ) شكم باز گيرد .
هامش
( 1 ) . پ 161 : انگشترين .
( 2 ) . پ 161 : ماس .
( 3 ) . پ 161 : جعده .
( 4 ) . پ 161 : سپيده .