است غليظ و به اعور پيوستست آنجا كه از وى اندر گذشت بسوى راست ميل كردست . ذخيرهء خوارزمشاهى ج 1 ص 189 .
فى تعرف علل الاعضاء الباطنة 177
جالينوس اين كتاب را در شش مقاله قرار داده و غرض جالينوس در آن اينست كه نشانههائى را كه از آن پى باحوال اعضاى باطنه برده مىشود چه بيمارى در آن اعضا پيدا شده باشد و يا آنكه بعدا پيدا شود وصف كند . در مقالهء اول و قسمتى از مقاله دوم روش عاميان را كه بدان بيمارىها شناخته مىشود وصف مىكند و در مقاله دوم خطاى ارخيجانس را در راههائى كه در جستجوى اين غرض پيموده است آشكار مىنمايد و در بازمانده مقالهء دوم و در مقالات چهارگانهء بعدى به ذكر اعضاء باطنه و امراض آنها عضو بعضو پرداخته است . او از دماع آغاز كرده و همچنين بدنبال هم بيان مىدارد نشانههائى كه با آن بر يكيك از اين اعضا در هنگام بيمارى استدلال مىشود كه چه گونه علتهاى آن بايد شناخته شود تا به اقصاى آن منتهى گردد . رسالهء حنين ص 12 .
خشكريشه 181
اين كلمه فارسى و مركّب از خشك + ريش به معنى زخم است . و در كتابهاى پزشكى اسلامى به كار رفته است . در زبان فارسى كلمهء « خشك ريش » كنايه از حيله و نفاق و بهانهجوئى آورده شده ناصر خسرو گويد :
از قبل خشكريش با همگان * روز و شب اندر خصومت و جدلى
ديوان ناصر خسرو ، باهتمام مجتبى مينوى و مهدى محقق ، تهران 1352 ش . ص 501 .