از آن دسترسى يافتم كه مقالاتى نامتوالى و ناتمام بود و جبريل هم مقالاتى از آن يافت كه همهء آنها عين مقالاتى كه من يافته بودم نبود و ايوب آنچه را كه او يافته بود براى او ترجمه كرد ولى من جانم آرام نمىيافت به ترجمه آن كتاب تا وقتى كه خواندن آن را چنان كه بايد كامل نكنم زيرا نقصان و اختلال در آن وجود داشت و من هم آرزومند و مشتاق به يافتن همه كتاب بودم .
سپس من آنچه را كه يافته بودم به سريانى ترجمه كردم و آن عبارت بود از جزئى كوتاه از مقاله دوم و بيشتر از مقاله سوم و حدود نيمى از مقاله چهارم از آغاز آن و مقاله نهم بجز قسمتى از آغاز آن كه ساقط شده بود . و مقالات ديگر تا آخر كتاب را يافتم بجز مقاله پانزدهم زيرا پايان آن ناقص بود . رسالهء حنين ص 47 .
كمافيطوس 194
ابو ريحان مىگويد كه كمافيطوس داراى برگهاى انبوهى است و بوى آن به بوى درخت صنوبر است و شكوفهاى باريك و كوچك دارد . الصيدنه ص 320 . غافقى تصوير اين گياه را آورده و خصائص داروئى آن را به تفصيل ذكر كرده است . فى الادوية المفردة ، نسخه خطّى كتابخانه اسلر
Library osler
دانشگاه مك گيل شمارهء 7508 اين كتاب كه ظاهرا نسخهء منحصر بفرد است تاكنون چاپ نشده و ماكس مايرهوف منتخب ابن العبرى از اين كتاب را در سال 38 - 1932 م . در قاهره چاپ و منتشر ساخته است .
فى تقسيم العصب 198
احتمال دارد كه حنين بن اسحق در اين كتاب روش جالينوس را در كتاب « فى العصب » دنبال كرده باشد زيرا جالينوس در كتاب خود بيان داشته كه چند جفت عصب از دماغ و نخاع مىرويد و آنها چه نوع و چه گونه