به صورت « سرجم » نيز آمده كه به معنى « شلغم » است و در همين كتاب « لفت » به معنى شلغم گرد آمده است . و ابن بطلان در خواص لفت و قنبيط گويد كه آب پشت افزايد و چون هضم شود خونى درست توّلد كند . ترجمهء تقويم الصّحة ، باهتمام دكتر غلامحسين يوسفى ، تهران 1350 ، ص 91 .
الخبث 157
جوهرى در صحاح اللغة همينگونه ضبط كرده و ابن منظور در لسان العرب ذيل « فقح » اين بيت را از قول جرير نقل كرده است :
و لو وضعت فقاح بنى نمير * على خبث الحديد اذا لذابا
الورد مهيّج للعطاس 164
يعن گل سرخ عطسه را تهييج مىكند . رازى در مورد اينكه گل سرخ موجب زكام و عطسه مىشود كتابى نوشته كه ابن ابى اصيبعه آن را تحت عنوان :
« المقالة فى العّلة الّتى من اجلها يعرض الزكام لابى زيد البلخى فى فصل الربيع عند شمّه الورد » عيون الانباء ص 425 . اين رساله را خانم فريدرون هاو
Friedrun Hau
تصحيح و با مقدمهاى به زبان عربى و انگليسى يك بار در مجلهء الابحاث ، سال 1973 م . شمارهء 26 و بار ديگر در مجلهء تاريخ العلوم العربية سال 1977 م . شمارهء 1 سال اول تحت عنوان : « تقرير الرازى حول الزكام المزمن عند تفتح الورد » منتشر ساخته است .
رازى اين رساله را با عبارت زير آغاز كرده است :
« كتب شهيد بن الحسين البلخى الى محمد بن زكريا الرازى يسأله عن علة ابى زيد احمد بن سهل البلخى الكاتب فاجابه : . . . » . اين نوع الرژى
ALergy
كه رازى براى نخستينبار به آن توجه كرده در ادبيات عرب انعكاس پيدا كرده مانند اين دو بيت كه با خرزى در كتاب دمية القصر ( حلب 1338 ه . ق . )