ص 38 نقل كرده است .
عرانى زكام فابتلانى مكرها * بهجر بديع فى ملاحته فرد
و ذاك لشمّى ورد خدّيه دائما * و قد يعترى داء الزّكام من الورد
الفقاح 168
ابن منظور به همين كيفيت اين كلمه را ضبط كرده و گويد : گياهى است مانند اقحوان و مفرد آن فقّاحه است . لسان العرب ذيل « فقح » .
ليثرغس و فرانيطس 169
سيد اسماعيل جرجانى مىگويد : فرانيطس سرسام گرم را گويند و ليثرغس سرسام سرد را گويند . ذخيرهء خوارزمشاهى ج 2 ص 38 . اين دو كلمه در كتابهاى پزشكى به صورت
Lethargy
و
Phrenitis
ديده مىشود و همان است كه از آن تعبير به : منانژيت سرد
Cold Meningitis
و منانژيت گرم
Hot meningitis
شده است . رجوع شود به كتاب طب اسلامى
Medicine IsLamic
مانفرد اولمان
Manfred Ullmann
( ادينبورو 1978 م . ) ص 29 و 30 . در كتابهاى پزشكى اسلامى اين كلمه به جهت كثرت استعمال با قاف ضبط شده . محمد بن زكرياى رازى مىگويد : مانيا
Mania
در بيشتر احوال به قرانيطيس ماننده است و معنى اين كلمه ديوانگى هيجانآور مىباشد . الحاوى فى الطب ، حيدرآباد دكن 1974 م . ج 1 ص 208 .
شاذنج 170
معرّب « شادنه » است . هندوشاه نخجوانى گويد كه آن داروئى است كه از هندوستان آرند . صحاح الفرس ، باهتمام عبد العلى طاعتى ، تهران 1341 ، ص 281 .