الاطباء ص 341 .
ماليخوليا 140
« ماليخوليا » كلمهاى است كه آن را « ملانكوليا » و در يونانى « ملانخوليا »
Melancholia
گويند و مركب است از « ملن » و « خولى » به معنى سياه تلخه يا تلخهء سياه كه به عربى آن را « المرّة السّوداء » خوانند .
كتاب ماليخولياى اسحق بن عمران در سال 1977 م . با ترجمه آلمانى در شهر هامبورك از بلاد آلمان چاپ شده است و او كتاب خود را با اين عبارات آغاز كرده است : « هذا كتاب مختصر وضعه اسحق بن عمران المتطبب ، فى الداء المعروف بالماليخوليا و هو الوسواس السّوداوى ، تذكرة على نفسه بما عساه ان يعروه من النسيان ، سيّما عند دنوّه من الشّيخوخة الّتى كان افلاطون يسميّها امّ النسيّان و رحمة لمن ينظر فيه من محبّى الطّبّ و ابناء الحكمة » .
شاه بلوط 144
صاحب برهان گويد كه آن نوعى از بلوط باشد بغايت شيرين سموم را نافع است و مثانه را سود دهد و به عربى آن را « بلوط الملك » و به رومى « قسطل » خوانند . و نيز رجوع شود به كتاب المقنع فى الفلاحة ابن حجّاج اشبيلى ، عمّان 1982 م . ص 35 و 42 .
كبابه 147
غافقى در كتاب « الادوية المفردة » خود اين كلمه را با تخفيف با نقل كرده و گفته است كه مترجمان گفتهاند كه « كبابه » را به يونانى « قرقسيون » گويند يعنى كلمهاى كه جالينوس به كار برده و در ترجمهء بطريق « قرقسيون » آمده در ترجمه حنين « كبابه » به كار رفته است .