بدينگونه آن را توضيح مىدهد :
مثلا وقتى كه بقراط مىگويد برخى از « طبيعت » ها در تابستان چنين است و برخى در زمستان چنين . از كلمه طبيعت « مزاج » را اراده مىكند . و وقتى مىگويد كه برخى از « طبيعت » ها را سينه تنگ و برخى را ساقهاى باريك است . از كلمه طبيعت « هيأت بدن » را قصد مىكند . و وقتى مىگويد طبيعت شفادهنده بيمارىها است « نيروى تدبيرگر بدن » را مىخواهد . و وقتى مىگويد « طبيعت » هر چيزى بر همان چيزى كه هست جريان دارد بدون هيچگونه آموزشى از آن « حركت نفس » منظور نظر دارد . ص 8 .
صاحب الجوامع 276
مقصود ابن مطران از « جوامع » كتاب « جوامع الاسكندرانيين لكتاب جالينوس إلى اغلوقن على الشّرح و التخليص » است كه در آن چهار ركن اصلى حمام را چنين توصيف مىكند : 1 - هواى گرم 2 - آب گرم 3 - آب سرد 4 - روغن ، و سپس دربارهء روغن مىگويد :
« و الدهن يستعمل فى الحمّام إما بأن يمسح به البدن فقط و امّا بان يمرخ و يدلك به » . ص 84 .
خبّازى 283
ابو حنيفهء دينورى « قبله » و « خبازى » را يكى دانسته است . كتاب النبات ، ص 197 . صاحب لسان العرب گويد : الخبّازى و الخبّاز نبت بقلة معروفة عريضة الورق لها ثمرة مستديرة قال حميد :
و عاد خبّاز يسقيه الندى * ذراوة تنسجه الهوج الدّرج
صاحب برهان قاطع مىگويد كه آن نوعى از خطمى است كه شيرازيان آن را « خطمى كوچك » خوانند .