قاطاجانس 216
ابن الأخّوة قرشى در فصلى كه دربارهء حسبت جرّاحان آورده مىگويد :
جرّاحان بايد كتاب جالينوس كه معروف به قاطاجانس دربارهء زخمها و مرهمها است بشناسند و از تشريح و اعضاى انسان و عضلهها و رگها و شريانها و عصبهائى كه در آن اعضا وجود دارد آگاهى داشته باشند . معالم القربة فى احكام الحسبة ، قاهره 1978 م . ص 258 .
استفراغ ، احتقان 232
اخوينى مىگويد : معنى احتقان آن بود كه چيزى آمدنى اندر تن بماند و نيايد ، و معنى استفراغ آن بود كه چيز ناآمدنى بيايد . هداية المتعلمين ص 179 . در كتابهاى پزشكى اسلامى از « استفراغ » گاهى تعبير به « استرسال يا استطلاق » و از « احتقان » تعبير به « استمساك يا احتباس » شده است . مفتاح الطب ابن هندو ص 37 و 40 .
التحليل بالعكس 234
على بن عباس محوسبى اهوازى دربارهء تحليل بالعكس گويد : مانند آنكه انسان را در نظر بياورى و بگوئى بدن انسان به اعضاى آلى انحلال مىيابد و اعضاى آلى به اعضاى متشابهة الاجزاء و اجزاى متشابهة الاجزاء به اخلاط و اخلاط به نباتى كه غذا است و نبات به اسطقساتى كه غذا از آن تركيب يافته انحلال يابد . كامل الصناعة الطبية ، قاهره 1294 ه . ق . ج 1 ص 10 .
فى الاسطقسات 234
اين كتاب كه بنام « فى الاسطقسات على رأى بقراط » معروف است داراى يك مقاله است و غرض او در اين كتاب اينست كه بيان كند كه همهء