كلمهء « سيسنبر » را در قصيدهاى به كار برده است :
خط خداى زود بياموزى * گر درشوى به خانه پيغمبر
گر درشوى بخانهش ، بر خاكت * شمشاد و لاله رويد و سيسنبر
ديوان ناصر خسرو ص 47 .
فلغمونى 298
ابن مطران عين عبارت جالينوس را بدون كم و زياد بدون ذكر مأخذ نقل كرده است . رجوع شود به : « كتاب جالينوس الى اغلوقن فى التاقى لشفاء الامراض مقالتان شرح و تلخيص حنين بن اسحق المتطبّب ، تحقيق و تعليق دكتور محمد سليم سالم ( قاهره 1982 م . ) ، ص 330 و 331 . جالينوس در همين كتاب توضيح بيشترى دربارهء ورم فلغمونى با اين عبارت داده است : هر ورمى كه در بدن حادث مىشود از زيادى خلطى است كه بر عضو ورمكرده فرومىريزد حال اگر اين خلط از جنس خون باشد ورم « فلغمونى » خوانده مىشود و اگر از جنس بلغم باشد كه ورم سست را بوجود آورده باشد آن را « تهيج » گويند و اگر از جنس مرار باشد آن ورم را « حمره » و اگر از جنس سودا باشد آن را « صلابه » خوانند كه اين اخير معروف به سرطان است .
كتاب جالينوس الى اغلوقن ص 337 .
بوجثلن 298
بوجثلن كلمهاى است يونانى و جالينوس ذكر فصول عرضى ورم در عبارت زير آن را ياد كرده است : اگر ورم در گوشت نرم پيدا شود « فلغمونى » است و اگر موجب جمع شدن مدّه ( - چرك ) شود « خراج » و اگر جمع نشود « طاعون » است ، و اگر فلغمونى سرخى زده شود و يا سرخى فلغمونى زده گردد آن را به يونانى « بوجثلن » خوانند . كتاب جالينوس الى اغلوقن ، ص 355