تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
معده ، قوّتى است . و گوشت جگر همچون خون فسرده است . و اندر جگر تجويفى نيست كه كيلوس آنجا جمع شود ، لكن اندر رگهاء باريك كه با گوشت او آميخته است پراكنده شود ، تا همچنان باشد كه همه اجزاء كيلوس را با همه اجزاء جگر ملاقات اوفتاده باشد تا قوت و حرارت جگر همه اجزاء كيلوس را هضم كند و خون گرداند . و هرگاه كه كيلوس تمام پخته شود و خون گردد ، جگر بهرهء هر اندامى به دو فرستد ، و آلت وى اندرين كارها رگهاست كه از جانب محدّب او رسته است و هم از جانب محدب ، آب را كه خورده باشد از خون جدا كند و اندر دو رگ كه از وى بكليتين پيوسته است ، به دو فرستد . قوت جذب كليتين و قوت دفع جگر اندرين كار ، يار باشد . و كفك خون را كه آن صفرا است از جانب مقعر اندر منفذى كه زير بابست بزهره فرستد . و دردى خون را كه سودا است هم از جانب مقعر اندر منفذى كه از وى بسپرز پيوسته است ، به دو فرستد . و غشايى از عصب اندر گوشت جگر پوشيدست تا گوشت و رگهاء او را بر نهاد خويش نگاه دارد ، و هم بدين غشا با معده و رودها پيوسته باشد ، و هم بدين غشا حسّ المها بيابد . و عصبى باريك از عصبهاء معده با جگر پيوسته است و بسبب باريكى آن معده را با جگر مشاركتى نيست و بيمارى شركتى نباشد مگر بسبب المى و آفتى عظيم كه اندر جگر پديد آيد . و بر جگر فزونيهاست برسان انگشتان ، بدين فزونيها گرد معده اندر آمدست ، چنان كه كسى چيزى را بانگشتان بگيرد ، اين فزونيها معده را همچنان گرفته است . و اين افزونيها را بتازى زوايد الكبد گويند ، اندر بعضى مردمان چهار باشد و اندر بعضى پنج . و زهره بر بزرگترين زايده‌يى نهادست و اندر بعضى مردمان پشت جگر مماس بعضى پهلوهاست و اندر بعضى نيست . و بيماريهاء شركتى ، جگر را با حجاب و با پهلوها باندازهء مماست باشد .

باب يازدهم از گفتار سيم از بخش اول اندر تشريح زهره و احوال آن

زهره بالوعهء صفرا است ، خريطهء است يك تو از هر سه نوع ليفها بافته و بر زايدهء بزرگترين از زوايد جگر نهادست و به دو پيوسته ، و از جانب مقعر جگر منفذى است اندر وى گشاده و صفرا بدين
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 91 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )