تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
تولد كند ، چون ماليخوليا ، و بهق اسود و برص اسود و جذام و قوبا و دوالى و داء الفيل . و اگر جذب كند و فزونى دفع نكند ، سپرز آماس گيرد و شهوت طعام نباشد ، از بهر آنكه آنچه بفم معده رسيدى از سودا به دو نرسد . و اگر بيش از اندازه بمعده آيد شهوت كلبى تولد كند . و اگر سودا كه بمعده آيد ترشى و عفوصت ندارد و اندك باشد ، غثيان آرد و اگر بسيار باشد قى آرد ، و اگر سوداء ترش بروده فرود آيد سحج سودايى تولد كند و هلاك‌كننده باشد .

باب سيزدهم از گفتار سيم از بخش اول اندر تشريح رودها و احوال آن

روده آلت دفع ثفل طعام است و گوهر او عصبانى است و ليفهاء او از پهنا است از بهر آنكه قوت دافعه اندر ليف پهناى باشد . و جملهء روده شش نوع است و همه بهم پيوسته است . نخست روده اثناعشرى است و بقعر معده پيوسته است ، و بوّاب دهانه اوست كه از معده اندر وى گشادست و اين روده را اثناعشرى از بهر آن گويند كه هر شخصى را بدرازناء دوازده انگشت اوست كه بهم باز نهد . و اين روده راست فرو آمده است و در وى هيچ خمى نيست ، تا حوالى او از بهر احشاء ديگر خالى باشد و تا دافع او قوىتر باشد . نوع دوم ، به دو پيوسته است آن را صايم گويند از بهر آنكه هميشه خالى باشد ، و سبب خالى بودن او آنست كه منفذ زهره كه صفرا از وى بروده فرود آيد و روده را از ثفل بشويد و آن را دفع كند ، اندرين روده گشاده است . و نخست كه به دو فرود آيد صفراء صرف باشد ، او را زود بشويد و ثفل را به قوت دفع كند . نوع سوم ، بدين روده صايم پيوسته است ، روده‌يى باشد دراز توتو نهاده تا هرچه غذا را شايد و با ثفل به دو فرود آمده باشد ديرتر از وى بيرون شود و اندر شكن و توهاى او مىگذرد تا رگهاء ماساريقى غذا از ثفل جدا كنند و بكشند . و بسبب دير ماندن ثفل اندر وى ، مردم را بقضاء حاجت برخاستن ، ديرادير باشد . اين سه نوع روده را امعاء دقاق گويند از بهر آنكه اين رودها لطيف‌ترست ، حرارت اندامهاء گرم زودتر به دو رسد و آنچه غذا را شايد تمام پخته شود و از ثفل