تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣

صفت نسخهء ديگر كه بادها بشكند و قولنج باز دارد

بگيرند زيره مدبر ده درم ، زنجبيل بيست درم ، پلپل ده درم ، افتيمون سى درم ، بوره بيست درم ، بانگبين مصفّى بسرشند و به كار دارند .

صفت گوارش انگدان

پلپل و دارپلپل از هر يكى پنج درم ، ايرسا ، زنجبيل از هر يكى شش درم ، انيسون ، مصطكى ، تخم باديان از هر يكى دو درم ، انجدان پانزده درم ، نانخواه ، تخم كرفس از هر يكى دو درم كوفته و بيخته بانگبين بسرشند ، شربت دو درم .

باب ششم از كتاب پنجم اندر قرابادين اندر اطريفِلها

صفت اطريفل بزرگ كه معده و امعاء سرد را قوت دهد و قوت مردى بيفزايد و مثانه را قوى كند

هليلهء كابلى ، بليله ، آمله ، بوزيدان ، بسباسه ، شيطرج هندى ، شقاقل از هر يكى يك جزو ، هر دو تودرى ، هر دو بهمن ، لسان العصافير از هر يكى نيم جزو ، همه كوفته و بيخته ، بروغن گاو چرب كنند و بانگبين مصفّى بسرشند ، شربت چهار درم .

صفت اطريفل ديگر كه طبع را نرم دارد و معده را از صفرا و بلغم پاك كند

هليلهء زرد و هليلهء كابلى ، بليله ، آمله از هر يكى ده درم ، بيخ سوسن پنج درم ، تربذ سپيد بيست درم ، زنجبيل سه درم ، شيطرج سه درم ، خيربوا ، قرفه ، دارچينى از هر يكى دو درم ، شاهتره ده درم ، گل سرخ پنج درم ، بسرشند ، چنان كه رسم است .

صفت اطريفل كوچك كه معده از صفرا و رطوبت پاك كند و گونه صافى كند و بواسير را سود دارد

هليلهء كابلى ، بليله ، آمله راستار است ، كوفته و بيخته بروغن گاو چرب كنند و بانگبين مصفّى بسرشند ، شربت چهار درم .

صفت اطريفل افتيمونى كه خداوند بيماريهاء سودائى را سود دارد و سياهى موى را نگاه دارد تا دير سپيد شود

هليلهء كابلى و بليله و آمله از هر يكى ده درم ، سنامكى ، افتيمون ، تربذ از هر يكى پنج درم ، شيطرج سه درم ، بسفايج دو درم ، انيسون ، نمك نفطى از هر يكى دو درم ، بسرشند چنان كه رسم است .

صفت اطريفل غُددى كه خداوند خناق و خنازير را سود دارد

هليلهء سياه پانزده درم ، بليله و آمله و تربد از هر يكى هفت درم ، افتيمون ده درم ، بسفايج و اسطوخودوس و سناء مكى از هر يكى پنج درم ، شيطرج ، زرنباد ، غاريقون از هر يكى سه درم ، انيسون ، مصطكى ، خيربوا ، قرنفل ، سنبل ، جوزبوّا از هر يكى دو درم ، نوشادر سه درم ، و غددى كه در گردن گوسفند بود
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 663 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )