همه بكشند موش را مغناطيس بر در سوراخ موش نهند ، بگريزد ، و قطران همچنين .
و زهرهء گاو ، اندر خانهء مور ريزند يا زفت باانگزد ، مور بگريزد .
زرنيخ اندر شير كنند ، مگسان در وى بميرند و از دود زرنيخ و از دود كندر ، بميرند .
زنبور ، از دود گوگرد و گز بميرد و از سير بگريزد .
خنفسا از دود برگ چنار بگريزد .
و لقلق و طاوس و مرغابى و گوزن و خارپشت و راسو ، خانه را از جنبندگان و خزندگان پاك دارند و جنبندگان از ايشان بگريزند ، و اللّه تعالى اعلم .
باب هفتم از گفتار بيست و پنجم از كتاب معالجات اندر علاج گزيدن جانوران به تفصيل
گزيدن افعى
تدبير آنست كه بشتابند و ترياق افعى دهند و شراب و سير بسيار دهند و اگر سير حاضر نباشد ، گندنا و پياز با شراب بجاى آن باشد و اگر در حال ، قضيب گوزن حاضر باشد و بدهند سود دارد .
و روغن گاو كهن ، بسيار بدهند ، باشد كه بدين خلاص يابد .
و اندر آبزن سير نشانند و نگذارند كه بخسبد ، و حركت فرمايند و اندر گرمابه مىبرند تا عرق كند ، پس پنيرمايهء خرگوش دهند با شراب ممزوج . و مارمهره با خويشتن داشتن ، سود دارد .
مرغ خانگى زنده بشكافند و برنهند و گوشت افعى و ضفدع شكافته برنهادن سود دارد .
تنّين
مارى باشد بزرگ ، كمترين پنج گز باشد و بزرگترين سى گز يا بيشتر . علاج او ، علاج ريشهاى بدست .
گزيدن معطّشه
اين معطشه يك بدست باشد از گزيدن او سوزش و حرارت اندر شكم افتد و تشنگى غلبه كند و از آب سير نشوند .
و آنچه مىخورند نه به عرق بيرون آيد و نه از راه بول ، و رگها ممتلى شود و بياماسد .
علاج آن ، روغن بسيار بايد داد و قى فرمودن ، پس حقنه كردن و آب را فروكشيدن ، و داروها كه ادرار بول كند دادن ، و ضماد كلب الكلب ، برنهادن .
گزيدن مار جهنده
مارى است كه كوتاه باشد و باريك و بر درخت شود و خويشتن بر مردم اندازد .
علاج او علاج افعى است .
گزيدن سگ خانگى و گرگ و غير آن
پياز و نمك و انگبين بربايد نهاد يك شبانروز ، و از موم و پيه و روغن زيت مرهم ساختن و برنهادن .
گزيدن سگ ديوانه
نبايد گذاشت كه جراحت درست گردد ، ليكن بزرگتر بايد كرد و محجمه برنهادن و مدّت چهل روز جراحت را گشاده داشتن