باب پنجم از گفتار بيست و پنجم از كتاب معالجات اندر داروهاء حيوانى
ذراريح
مثانه را ريش كند و اعراض آن پديد آرد ، چون بول خون و پارهاء گوشت و اسهال و سحج و غشى و اختلاط عقل .
علاج آن ، قى بايد كرد بطبيخ انجير و بورهء بسيار . و از جهت مثانه ، رگ باسليق زدن و لعاب بزرقطونا و آب تخم خرفه و مسكه و شير تازه بايد داد .
و حقنهء نرم كردن و روغن گل اندر احليل چكانيدن .
و طبيخ التين با شراب بنفشه ، سود دارد . و حبّ الصنوبر الصّغار و الكبار با مىپخته سود دارد .
و حسوهاء چرب و نرم دهند .
ارنب بحرى
سرفه خشك و خون از گلو برآمدن و تنگى نفس و سرخى چشم آرد و بول بازگيرد و درد معده و قى صفرا و درد گرده تولد كند و از ماهى ترسيدن .
علاج آن ، شير بز و شير خر و شير زنان از پستان مزيدن سود دارد .
و طبيخ خطمى و خبازى و طبيخ سرطان نهرى و گوشت او دهند .
و خارپشت تازه بريان كرده و خون او و خون بط و بول آدمى ، كهن كرده سود دارد .
و چون اعراض ساكن شود ، حبّى دهند از خربق سياه و سقمونيا و غاريقون و ربّ سوس و كثيرا از هريكى برابر ، شربتى يك مثقال يا اندكى زيادتتر .
الوزغه و الحربا
گوشت او كشنده است و باشد كه در شراب افتد و بميرد آن شراب زهر باشد ، درد دل آرد و قى . و علاج او همچون علاج ذراريح است .
ضفدع
سبز كه اندر ميان درختان باشد و سرخ كه اندر آب دريا بود : رنگ روى تيره كند و تن بياماساند و نفس تنگ كند و دوار و تاريكى چشم پديد آرد . و بوى دهان ناخوش كند و سوزش اندر حلق و دهن پديد آرد . و باشد كه باسهال و تشنج و غشى و اختلاط عقل ادا كند ، و باشد كه بقى ، منى براندازد و اگر خلاص يابند ، دندانها نماند .
علاج آن ، قى بايد فرمودن به آب گرم و روغن زيت و شراب بسيار و رياضت و عرق آوردن و آبزن و روغنهاء گرم ماليدن . و دواء الكركم و دواء اللك دادن .
خون كه اندر معده و غير آن بفسرد
اگر اندر سينه فسرد ، رنگ روى بگردد و قوّت ساقط شود و نبض ضعيف و صغير شود و غشى افتد و استرخا اندر همه تن پديد آيد .
اگر اندر معده فسرد ، همه تن سرد شود