تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
ممكن گردد ساكن بايد داشت ، لكن اگر آماسى و المى و جراحتى باشد بوقت حاجت بازمىبايد گشاد و گاه گاه چندانكه ممكن بود حركتى فرمودن تا طبيعت عضو ، كسلانى و مرده نشود . و هرگاه كه موضع شكستگى را بخواهد كشيد يا بخواهد بست ، جهد بايد كرد تا المى سخت تولد نكند . و بسيار باشد كه از سخت بستن و دير گشادن و گوش بدان ناداشتن ، آن عضو بميرد و پوسيده شود و بدان حاجت آيد كه آن را از تن جدا كنند . و استخوان بسته را روزى مىگشايند و روزى نه ، تا ضجرت نباشد و خارش رنجه ندارد . و هربار كه بگشايد شكل و بند و نهاد و رفادها و تختها نشايد گردانيد تا آنچه بسته گردد ، تباه نشود و از شكل خويش نگردد و پيچيده نشود . و از پس هفت روز هر چهار روز مىبايد گشاد ، يا هر پنج روزى ، از بهر آنكه از پس يك هفته آماس و خارش نيفتد و بتدريج اندك اندك بند سست‌تر كنند تا غذا بدان موضع راه تواند يافت . و اندر برداشتن تخته شتاب نبايد كرد تا عضو كوژ نگردد . و اگر با شكستگى ، جراحتى رسيده باشد ، رفاده و تخته دور بايد داشت و آن موضع برهنه بگذارد و رفاده و تخته بر حوالى آن نهد و بر جراحت مرهم مىنهد .

باب سيم از گفتار بيست و ششم از كتاب معالجات اندر احوال اندامها كه از جاء خويش بيرون آيد از بندگاه اندامها

بندگاه زانو زودتر از جاى خويش بيرون آيد از بهر آنكه در آفرينش نرم‌تر و روان‌تر افتادست تا حركتهاء گوناگون تواند كرد ، و نرمى او را بدان نهنبن كه بر سر زانوست محكم كرده آمدست تا بدان زودى از جاى بيرون نيفتد و از بهر آنكه زود از جاى بيرون افتد زود بجاى بازآيد . و بندگاه شراسيف اندر نرمى بدان نزديكست . و بندگاه مرفق كه ميان استخوان بازوست و ميان استخوان ساعد ، محكم‌ترست ، دشوار از جاى بيرون افتد و دشوار بجاى باز شود . و بندگاههاء انگشتان همچنين بجملگى بدان نزديكست . بند گشاد سرين ميان بند گشاد انگشتان است و بندگشادهاء زانو ، نه بدين نرمى هست و نه بدان محكمى . و گاه باشد كه خداوند علّت عرق النّسا را مدت علت ، دراز گردد و رطوبت لزج ، مفصل را ضعيف كند و هر ساعت سر استخوان ران از حقّهء سرين او آسان بيرون آيد و آسان بجاى باز شود . و نشان بيرون آمدن