بماند .
تدبير بازداشتن سوختن آهك و زرنيخ
نخست روغن طلا كنند ، پس آهك ، پس خويشتن بشويند ، و عدس مقشر بسايند و با گلاب و صندل طلى كنند . برگ شاهسفرم و گل و سنا و برگ شفتالو هريك جدا و آميخته بوى آهك ببرد .
داروهايى كه موى را باطل كند
نخست موى را بركنند و عصارهء بنگ و افيون و شوكران هريك جدا و آميخته ، طلى كنند . طين قيموليا و اسفيداج ارزيز از هريكى يك جزو ، شبّ يمانى نيم جزو با عصارهء برگ فنك بسايند و طلى كنند . و اسبغول با سركه طلى كردن موى را باطل كند . و الله اعلم بالصواب .
باب دوم از گفتار بيست و چهارم از كتاب معالجات اندر احوال بشره و رنگها كه بر روى پديد آيد
تغيّر رنگ از باد و سرما و از آفتاب
بگيرند آرد باقلى و آرد كرسنه و آرد ترمس و تخم ترب و تخم خربزه و آرد نخود و نشاسته و آرد جو برابر ، جمع كنند و روى بدان مىشويند .
داروها و طعامها كه رنگ روى برافروزد
نخوداب ، خايهء مرغ نيمبرشته ، ماء اللحم ، انجير ، نان ميده ، شير تازه ، شراب ريحانى و شير و شراب بهمآميخته ، اطريفل كوچك و هليلهء پرورده ، خون را صافى كند و رنگ روى برافروخته دارد و حلتيت و قرنفل و پلپل و ترب و گندنا و پياز و كرنب و سير اندر طعامها خوردن رنگ روى برافروزد .
و زعفران با مىپخته آزمودست ، لكن زعفران از نيم درم زيادت خوردن نشايد .
اندر نشانها و زخمها كه بر حوالى چشم آيد
مرداسنگ با پيه بط ، گر با پيه مرغ بسرشند و طلا كنند .
سنگ پلپل و سونش سفال نو هريك جدا سود دارد ، و انجير به سركه تر كرده طلى كردن سود دارد و خون كه در پوست ، مرده باشد ببرد .
كلف و بهق و آثار آبله
بگيرند مغز بادام سپيدكرده سه درم و بسايند نرم و مغز تخم خربزه كوفته نرم پنج درم ، سيماب دو درم ، اندرين مغزها بمالند و بكشند چنان كه اثر سيماب نماند و مغزها سياه شود ، و هر شب طلا كنند .
و نخّاسان اين طلا هر ساعت تازه فرمايند كرد ، و از روى شستن يك هفته بازدارند ، چون پس يك هفته روى بشويند ، كلف و نمش و بهق پاك شده باشد .
اثر نشانهاء كبود و نقشها كه بر اندامها كنند
علك الانباط را نرم كنند و بر آن موضع نهند و يك هفته بسته