تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
بماند .

تدبير بازداشتن سوختن آهك و زرنيخ

نخست روغن طلا كنند ، پس آهك ، پس خويشتن بشويند ، و عدس مقشر بسايند و با گلاب و صندل طلى كنند . برگ شاهسفرم و گل و سنا و برگ شفتالو هريك جدا و آميخته بوى آهك ببرد .

داروهايى كه موى را باطل كند

نخست موى را بركنند و عصارهء بنگ و افيون و شوكران هريك جدا و آميخته ، طلى كنند . طين قيموليا و اسفيداج ارزيز از هريكى يك جزو ، شبّ يمانى نيم جزو با عصارهء برگ فنك بسايند و طلى كنند . و اسبغول با سركه طلى كردن موى را باطل كند . و الله اعلم بالصواب .

باب دوم از گفتار بيست و چهارم از كتاب معالجات اندر احوال بشره و رنگها كه بر روى پديد آيد

تغيّر رنگ از باد و سرما و از آفتاب

بگيرند آرد باقلى و آرد كرسنه و آرد ترمس و تخم ترب و تخم خربزه و آرد نخود و نشاسته و آرد جو برابر ، جمع كنند و روى بدان مىشويند .

داروها و طعامها كه رنگ روى برافروزد

نخوداب ، خايهء مرغ نيم‌برشته ، ماء اللحم ، انجير ، نان ميده ، شير تازه ، شراب ريحانى و شير و شراب بهم‌آميخته ، اطريفل كوچك و هليلهء پرورده ، خون را صافى كند و رنگ روى برافروخته دارد و حلتيت و قرنفل و پلپل و ترب و گندنا و پياز و كرنب و سير اندر طعامها خوردن رنگ روى برافروزد . و زعفران با مىپخته آزمودست ، لكن زعفران از نيم درم زيادت خوردن نشايد .

اندر نشانها و زخمها كه بر حوالى چشم آيد

مرداسنگ با پيه بط ، گر با پيه مرغ بسرشند و طلا كنند . سنگ پلپل و سونش سفال نو هريك جدا سود دارد ، و انجير به سركه تر كرده طلى كردن سود دارد و خون كه در پوست ، مرده باشد ببرد .

كلف و بهق و آثار آبله

بگيرند مغز بادام سپيدكرده سه درم و بسايند نرم و مغز تخم خربزه كوفته نرم پنج درم ، سيماب دو درم ، اندرين مغزها بمالند و بكشند چنان كه اثر سيماب نماند و مغزها سياه شود ، و هر شب طلا كنند . و نخّاسان اين طلا هر ساعت تازه فرمايند كرد ، و از روى شستن يك هفته بازدارند ، چون پس يك هفته روى بشويند ، كلف و نمش و بهق پاك شده باشد .

اثر نشانهاء كبود و نقشها كه بر اندامها كنند

علك الانباط را نرم كنند و بر آن موضع نهند و يك هفته بسته
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 567 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )