تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
علاج آن ، رگ بايد زد و خون بيرون كرد بسيار . و از عدس مقشّر و برگ لسان الحمل و نان خشكارد ، ضمادى پختن و برنهادن . و انار ترش بشكافند و اندر سركه بپزند و بر خرقه بر آن موضع طلى كنند ، بامداد و شبانگاه و نيم‌روز تازه مىكنند . و غذا چيزى سرد فرمايند . امّا نمله ، بثرهاء كوچك باشد نزديك به يكديگر و درهم‌پيوسته مىشود با خارش و سوزش باشد و باشد كه نمله يك بثره بود و باشد كه بثرات پراكنده بود گرد همچون ثولول و رنگ نمله ميل بزردى دارد . و باشد كه ريش گردد و باشد كه بتحليل زايل شود و مادهء آن خلطى تيز بود با خون آميخته اندر زير پوست و اندر رگهاى باريك كه اندر پوست است . علاج آن ، نخست تسكين حرارت بايد كرد ، پس بمطبوخ هليله استفراغ كردن . و اگر خون غالب بود ، نخست فصد بايد كرد ، پس استفراغ . و حوالى نمله صندل و فوفل و گل ارمنى و اسفيداج و افيون و قشور يبروج و شياف ماميثا طلا كردن با گلاب و قطرهء سركه . و بر آن موضع مرهم اسفيداج طلا كنند . و هرگاه كه بشويند ، برگ بيد اندر آب بجوشانند و بدان آب بشويند . و غذا عدسى و مصوص و مانند آن . و آتش پارسى بثرهء باشد پر آب رقيق با خارش و سوزش صعب و سبب ، تيزى خون بود . علاج آن ، هم فصد و استفراغ بطبيخ هليله و خرماء هندى و كشكاب و آب كدو و آب خيار و اسبغول و شكر و مانند آن دادن . و حوالى آن گل ارمنى و به سركه طلى كردن ، و بر وى مرهم اسفيداج ، طلى كردن . و امّا گاورسه ، بثرها خرد بود بسيار و ميل بصلبى دارد ، از بهر آنكه بلغم بود يا سودا كه با صفرا بياميزد . علاج آن بعلاج نمله نزديكست ، از بهر آنكه او نوعى از نمله است ، لكن داروى كه بدان استفراغ كنند از تربد يا از افتيمون خالى نبايد كه باشد . و الله اعلم .

باب هفتم از گفتار بيست و دوم از كتاب معالجات اندر بثرها و ريشها كه بر سطح پوست برايد چون سعفه و شيرينه و خشك‌رنده و بنات الليل و گَر و پريون

بثرها و ريشها كه بر سطح پوست برآيد سعفه است و شيرينه و خشك‌رنده و گَر و پريون . امّا سعفه بيشتر بر سر باشد و شيرينه بر روى و ديگر اندامها افتد و شيرينه سوزاننده‌تر از سعفه باشد و
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 551 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )