تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
نشايد كرد . و آن را كه علامت خير پديد آيد ، بگيرند بابونه و اكليل ملك با بنفشه و خطمى با سبوس گندم در آب بجوشانند و بخار آن زير دامن او دارند تا پخته شود . و هر گاه كه آبله تمام بيرون آيد و هفت روز بگذرد و اثر پختگى پديد آيد ، آنچه بزرگ باشد بسوزن زرين بشكافند و آب از وى برچينند . پس اگر تابستان بود ، گل سرخ و برگ مورد و صندل زير دامن او دود كنند . و اگر زمستان بود برگ سوس و چوب گز دود كنند . و اگر موضع ريش گردد ، گل سرخ ، صبر ، كندر ، عنزروت ، دم الاخوين سوده بر آن موضع كنند . و اگر آبله بسيار آب و بزرگ باشد ، بيمار را بر گل سرخ سوده يا بر آرد ارزن و آرد جو خوابانند . و ريگ نرم نافع بود . و اگر پوست او بخراشد سوس تر از شاخ فروكنند و بر آن خوابانند و برگ مورد و برگ گل سوده بر آن موضع كنند . و اگر دير خشك شود از نمك‌آب چاره نباشد ، لكن آنجا كه پوست خراشيده باشد يا آبله شكافته ، نمك نشايد رسانيد و تا تمام پخته نشود نمك دور بايد داشت . و صواب آن باشد كه عدس و برگ گل و تراشهء چوب گز اندر آب بپزند و نمك اندرين آب مىكنند و بخرقهء از آن آب بر آبله مىزنند آنجا كه بايد و اگر حرارت قوى باشد قدرى كافور و صندل سوده اندرين آب حل كنند . و اگر دير خشك شود ، گل خوزى يا گل فراوى سپيد كه هيچ بسرخى ميل ندارد مقدار صد درم ، و ده درم شبّ يمانى و ده درم نمك ذرانى سوده بگلاب ، تر كنند و بر آبله طلى كنند و دو ساعت صبر كنند تا خشك شود ، پس بشويند . و روغن از آبلهء كه آن را خشك مىبايد كرد دور مىبايد داشت ، لكن خشك‌ريشه آنچه خشك شده باشد ، بروغن بنفش چرب كنند . و اگر آبله ريش گردد ، بگيرند موم و روغن گل و سپيدهء ارزيز و قليمياء سيم و اندكى كافور ، مرهم كنند . و آنچه بر روى باشد ، روغن شيرپخت به دو نرسانند ، بجاى آن ، روغن فستق به كار دارند تا نشان آبله نماند .

گفتار بيست و دوم از كتاب سيم اندر معالجات از الاغراض الطبية اندر انواع آماسها و بثرها و ريشها و اسباب و علامات و علاج آن و اين گفتار دوازده بابست