با نخود و اندكى تخم باذيان پزند ، و اگر بجاى سكنگبين ، ماء العسل دهند زوفاء خشك در وى پخته ، روا بود .
و از پس يك هفته قى فرمايند خاصّه اندر آغاز تب .
و طبع بگلشكر مسهل ، نرم كنند يا ده درم گلشكر گداخته با سى درم سكنگبين آميخته بدهند .
و تربد و مصطكى و زنجبيل كوفته و بيخته و شكر چند وزن هر سه ، شربتى از يك درم تا يك مثقال تا دو درم ، طبع را نرم كند .
و تبهاء بلغمى ، بعضى باشد كه با لرزه نباشد و گساريدن آن ظاهر نباشد مانند تب دق باشد .
و اندر علاج آن بشربتهاء پزاننده دليرى نشايد كرد ، چنان كه اندر بلغمى مفتره شايد كرد ، از بهر آنكه بيم باشد كه ماده لطيف گردد ، بدماغ برآيد و سرسام تولّد كند ، خاصّه اگر صداعى باشد يا دماغ ضعيف باشد .
و صواب آن باشد كه از گلشكر و سكنگبين ساده اندر نگذرند يا سكنگبين كه اندر وى اندكى بيخ باذيان پخته باشند ، و اين تصرّف به حكم مشاهده توان كرد .
و بقراط از بهر اين گفت : الحمّى فى المشايخ ليّنة و لا يغرّن فيهم بصلابة الحمّى و ليّنها و لا تقدّم على التسخين الّا بعد الاحتياط و التثبّت .
و اگر دماغ قوى باشد استفراغ بشحم حنظل بايد كرد و ادرار بماء الاصول و از پس استفراغ قرص گل دادن . و الله اعلم بالصواب .
باب يازدهم از گفتار بيست و يكم از كتاب معالجات اندر بيماريها كه زاندرون سرد باشد و بيرون گرم و زاندرون گرم باشد و از بيرون سرد
تبها كه وز اندرون سرد باشد و بيرون گرم ، مادّهء آن بلغم زجاجى بود اندر قعر تن و بخار آن عفونت مىپذيرد و به ظاهر تن بيرون مىدهد و باقى كه عفونت پذيرفته نباشد ، زندرون را سرد مىدارد .
و تبها كه زندرون گرم باشد و بيرون سرد ، مادهء آن دو گونه باشد ، يكى بلغمى و ديگر صفرايى .
امّا بلغمى ، اندر قعر تن ، عفونت پذيرد و گرم شود و تن را گرم كند و از بهر آنكه ماده بلغمى است و بلغم دشوار تحليل پذيرد بخار و حرارت آن به ظاهر تن كمتر رسد ، ظاهر سرد باشد ، خاصّه كه حرارت غريزى ميل بجانب ماده كند ، باطن گرمتر شود و ظاهر ، سرد بماند .
و آنجا كه ماده صفرايى بود ، صفرا اندر باطن عروق ، عفن گردد و بدان سبب تحليل نپذيرد ، بخار او به ظاهر كمتر رسد ، زندرون مىسوزد .
علاج آن ، اندر علاج هر دو نوع ،