قى بايد فرمود بسكنگبين و تخم ترب و مانند آن . و از اوّل بيمارى تا هفت روز گلشكر بايد فرمود هر بامداد تا بخايند و آب گرم از پس آن بخورند .
و از پس دو ساعت ، بيست درم سكنگبين ساده بدهند .
و اگر سرما قوى باشد و دليل خام بود ، بعوض گلشكر ، گلنگبين بايد داد و بعوض سكنگبين ساده ، سكنگبين بزورى يا عسلى ، پس نقيع صبر دادن با حبّ صبر و شراب گل تا طبع نرم دارد .
پس مسهلى قوى دادن برين صفت : تربد يك درم ، غاريقون چهار دانگ ، صبر نيم درم ، بسكنگبين بسرشند و سحرگاه بدهند ، و ديگرروز قرص گل دهند يا گلشكر .
و اگر معده ضعيف باشد اندكى عود و مصطكى با آن تركيب كنند و ماليدن و حقنها كه ميل بگرمى دارد اندرين تب موافق بود و علاج آنچه حرارت در باطن بود برفق بايد .
باب دوازدهم از گفتار بيست و يكم از كتاب معالجات اندر تبهاء مركّب و علاج آن
هر گاه كه تب نخست بلرزاند و لازم گردد و هيچ عرق نكند و هرگاه كه اندر ميانه تب سرما و لرزه معاودت مىكند و از پس دو سه بار كه سرما يابد ، يك بار عرق كند ، حكم بايد كرد كه تب مركّب است .
و هر گاه كه اندر تب مطبقه لرزه قوى باشد و مدّت آن و مدّت سرد ماندن دست و پاى سخت دراز گردد ، تب گرم بود .
علاج آن ، همچنانكه ماده مركّب باشد ، علاج مركّب بايد كرد و بايد جست تا علامتهاء كدام تب و كدام ماده قوىترست و تركيب آن از چند مادّه است ، تدبير و علاج درخور آن بايد كرد .
و آنجا كه يك ماده غالب باشد ، يا آنكه يك تب خطرناكتر باشد باستفراغ آن ماده و علاج آن تب مشغول بايد بود .
و اندر چنين تبها و تبهاء خمس و سدس و غير آن ، استفراغ كمتر بايد كرد تا حرارت هم اندر اخلاط مىآويزد و باندامهاء اصلى اندر نياويزد و بدق ادا نكند ، و تا اخلاط با آن حرارت برابرى مىكند و تا قوّت برجاى باشد از درازى بيمارى نبايد ترسيد .
و آنجا كه حرارت غالب بود ، قرص كافور دادن صواب باشد ، برين صفت : مغز تخم خيار و خيار بادرنگ و تخم خربزهء هندو و تخم كدو شيرين و تخم آبى و تخم خشخاش و تخم كوك ، و مغز بادام و كثيرا ، تخمهاء متساوى ، كافور و صندل و طباشير هريك باندازهء حاجت .
و غذا نيز چنان سازند كه ميل بسردى و ترى دارد و عفونت كمتر پذيرد ، چون زيرهبا و غورهبا و مزوّرهء نلك و آلو .
و اندر همه ترشيها كدو و خيار و اسفاناخ مىپزند و اگرچه