باب سيم از گفتار نوزدهم از كتاب معالجات اندر كمى شير و بسيارى آن
اگرچه شير و منى و خون هر سه به صورت ، مخالف يكديگراند ، اسباب تولد هر سه يكسانست ، و اسباب كمى و بيشى هر سه ، دو نوع است : يكى از جهة ماده است ، دوم از جهة مزاج همهء تن يا مزاج آن اندام كه معدن تولد اوست .
اما سبب بسيارى شير و بسيارى منى ، بسيارى خون است . و شير و منىء نيك از غذاى معتدل خيزد و اندر تنى كه مزاج او معتدل باشد ، از بهر آنك مزاج گرم و خشك ، ماده خشك كند و مزاج سرد و تر ، ماده را از آن بيرون برد كه از وى شير نيك تولد كند .
علامات آن ، شير پسنديده از خون صافى خيزد و شير بد از خون صفرايى خيزد يا از خون بلغمى يا از خون سودائى .
اما شير صفرايى ، زرد و گرم و رقيق باشد و بوى و طعم آن ميل بتيزى دارد .
و شير بلغمى ، سپيد آبناك بود كه ميل بكبودى دارد و طعم آن شور باشد يا ترش .
و شير سودايى ، غليظ بود و اندك و گاه باشد كه همچون رشتهرشته بيرون آيد .
و شير نيك برنگ و قوام معتدل باشد و طعم و بوى آن خوش .
علاج آن ، اگر شير كم باشد ، آسايش ، و انواع سوء المزاج بدل بايد كردن و تن از خلط بد ، پاك بايد كرد . و خداوند مزاج گرم را كشكاب و جلّاب و تخم خياربادرنگ و تخم كدو شيرين با جلّاب دادن و مغز سر بره و سر بزغاله و شير گاو با شكر و ماهى تازه خورد و گوشت بزغاله و مرغ مسمّن و حسو كه از كشك جو و شير تازه سازند و شورباى گوشت بره باسفاناخ و كشك جو پخته .
و خداوند مزاج بلغمى و سودايى را اندر شورباها ، گزر و جرجير و شبت و كرفس و باذيان تر ، مىپزند .
و قليهء نرگسى و حسو كه از آرد گندم و شير تازه و برگ باذيان و حلبه كنند ، موافق بود .
و بگيرند ارده كنجد و اندر شراب انگورى بمالند و بپالايند و آن شراب بدهند و ثفل آن بر پستان ضماد كنند . و نخود اندر شير ، تر مىكنند هر شب و بامداد آن شير مىدهند .
و آن را كه شير بسيار باشد ، طفشيل از عدس و سركه دهند و كوك خوردن و ضماد كردن ؛ و لعاب اسبغول طلا كردن و برگ او ضماد كردن ، و سذاب خوردن و ضماد كردن ؛ و زيره خوردن و با سركه ضماد كردن ، سود دارد .
و بسيار بود كه بىآبستنى ، شير در پستان پديد آيد خاصه اگر حيض بازگرفته باشد .
و گاه باشد كه بوقت بلوغ ،