تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
نباشد ، و وذى از پس بول ، بسيار آيد . علاج آن ، آنچه از گرمى و تيزى منى بود شربتها و ضمادها و غذاهاء خنك به كار بايد داشت چون آب تخم خرفه و سكنگبين و آنچه بدين ماند ؛ و در آب سرد نشستن و اندر طبيخ عوسج و مورد و گل و گلنار و سماق و ثمرة الطّرفا . و آنچه از خامى منى بود داروها و معجونهاء گرم و طعامهاء خشك به كار دارند ، چون قليهء خشك و مطنجنه بابزارها و گوشت بريان و كنف‌دانه كه بتازى شهدنج گويند بريان‌كرده ، گر با انگبين گر با سكنگبين سود دارد ، و مدى و وذى بازدارد . و اندر طعام ، نعنع و سعتر و زيره به كار دارند .

گفتار نوزدهم از كتاب سيم اندر معالجات از كتاب الاغراض الطبية اندر بيماريهاء كه مخصوص است بزنان اندر حيض و بيماريهاء رحم و اين گفتار شش بابست

باب اول از گفتار نوزدهم از كتاب معالجات اندر مدت حيض و هنگام بيرون آمدن آن

ببايد دانست كه سبب تندرستى و سبب پارسايى زنان ، حيض باعتدالست . و حيض معتدل هر ماهى يك بار بود ، آنچه از ماه دور تر افتد طبيعى نباشد . و اوّل وقت پديد آمدن حيض از پس ده‌سالگى بود و آخر آن از پس چهارده‌سالگى . و اوّل بازايستادن حيض از پس سى و پنج سال بود و آخر آن از پس شست سال . و كمترين ايّام حيض دو روزست و بيشترين هفت روز ، اين قول طبيبان است و اوليتر آن باشد كه بقول علماء شرع گيرند . و نزديك اصحاب ابو حنيفه كمترين سه روز است و بيشترين ده روز ، و روزگار پاكى ، كمترين پانزده روز . و بنزديك شافعى روزگار حيض ، كمترين يك روز است و بيشترين پانزده روز و روزگار پاكى هم پانزده روز است . از بهر آنكه خداى تعالى در قرآن مدّت حيض و پاكى و پاكى زنانى كه ايشان را حيض نباشد يك ماه نهاده است . و عادت چنان رفتست كه روزگار حيض كمتر از روزگار پاكى بود ، پس اوليتر آنست كه مدّت حيض ده روز گيريم و مدّت پاكى نوزده روز ، از بهر آنكه ماه بيست و نه روز بود ، و الله اعلم .