باب سيم از گفتار شانزدهم از كتاب معالجات اندر علامات و علاج انواع قولنج
علامات قولنجها ، هر گاه كه نوبت برخاستن بحاجت بازپستر مىافتد و ثفل خشك بود و شهوت طعام ضعيف شود و چيزى ترش و تيز آرزو كند و شكم مىپيچد و درد پشت و ساق پديد آيد و آب بسيار خواهد ، نشان آنست كه قولنج خواهد بود .
و هر گاه كه احتباس پديد آيد و باد بيرون نيايد و آروغ نيز برنيايد و پيچيدن شكم صعب گردد و بدان ماند كه روده را ببرماه مىسنبد يا جوالدوز اندر رودها ايستادست ، از رنج آن نيارد جنبيد ، و تشنگى غالب شود ، نشان آنست كه قولنج محكم شدست ؛ و سبب آن تشنگى ، بسته شدن دهنهاء ماساريقا باشد و نارسيدن آب بجگر .
و اگر سبب قولنج ، بلغم غليظ بود اسافل سرد بود و گرانى كند .
و اگر بول سرخ شود ، سبب آن ، درد و بىطعامى و داروها بود .
و اگر گرانى كمتر بود و درد و خليدن صعب باشد ، نشان قولنج بادى بود ، و گاهگاه طبع فرود آيد ، آماس و درد ساكن نشود از بهر آنكه باد اندر طبقهاء روده مانده باشد . و اگر قولنج با تب و تشنگى و ضربان باشد ، نشان آماس باشد .
و اگر قولنج پس از حركتهاء ناهموار افتد ، نشان التوايى باشد .
و اگر هرچند روزى طعام بازگيرد و شكم براند و درد بنشاند ، نشان باطل شدن حسّ روده باشد .
و اگر طبع بازمىگيرد و بداروى سبكى و بشيافى اطلاق مىافتد ، نشان ضعيفى قوت دافعه باشد .
و اگر درد بالاى ناف بود و آنچه بدهند ، بقى بازگردد ، نشان ايلاوس باشد .
علاج آن ، امّا اندر قولنج ثفلى ، نخست شكر سرخ يا پانيد مقدار ده ستير كم بيش اندر اندكى آب حلّ كنند و با روغن شير تازه دهند ، و روغن چندانكه بتوان خورد بدهند .
و انجير بستى و ميويز دانه بيرون كرده و سپستان پخته و پالوده و فلوس خيارشنبر اندر وى حل كرده با روغن بادام بدهند ، يا از پس ايارج فيقرا بدهند .
و طبيخ لبلاب با خيارشنبر و طبيخ حلبه و حبّ الرشاد با ترنگبين و روغن كنجيد سود دارد .
و آنجا كه سبب ، ادرار بول بود ، شراب آلو و شراب بنفشه و شراب كاكنج و طعامها نرم دهند .
و اندر بلغمى ، نخست تدبير شياف و حقنه كنند و تا نخست بدين تدبير راه ثفل و بنادق گشاده نگردد داروى مسهل ندهند .
و اگر حقنه