تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
باد معده كردن . و اگر خلط تيز بود ، فلوس خيارچنبر اندر آب كشنه و آب عنب الثعلب و طبيخ بنفشه و خرماء هندى بايد داد . و اگر طبع نرم بود ، شراب انار و شراب غوره و شراب ريواج ، نافع بود . و اگر سبب ، خلط غليظ بود ، حب سكبينج و ايارج فيقرا و معجون فلافلى و سجزينا و حبّ الافاويه اندرين باب سخت نافع باشد . و الله اعلم .

باب دوم از گفتار شانزدهم از كتاب معالجات اندر قولنج و انواع آن

قولنج راستينى ، اندر روده و قولون افتد و نام قولنج از نام روده ، شكافته آيد . و انواع قولنج پنج است : نوع اول ثفل اندر رودها خشك شود و بنادق شود ، و باشد كه سنگ گردد همچون سنگ گرده و مثانه و اين را قولنج ثفلى گويند . نوع دوم ، بلغمى است غليظ كه اندر اعور و قولون گرد آيد و اين را قولنج سدّه‌ى گويند . نوع سيم ، قولنج ريحى است و آن بادى و بخارى باشد غليظ همچون ابرى تيره كه بروده اندر ماند و حرارت ضعيف باشد ، آن را تحليل نتواند كرد . نوع چهارم ، قولنج ورمى است و سبب آن آماسى بود غليظ اندر روده و حوالى آن چون جگر و گرده و مثانه . نوع پنجم ، قولنج التوائى است و آن‌چنان بود كه رودها پيچيده شود و از نهاد خويش بگردد بسبب بادى كه آن را بتابد تا روده بمنفذ فتق بيرون آيد . و بسيار بود كه درد قولنج و درد گرده مشكل گردد ، و باشد كه بسبب مشاركت و همسايگى گرده ، درد گرده و سوء المزاج و قولنج تولّد كند . و فرق آنست كه آنچه بمشاركت گرده افتد ، درد اندر كمرگاه لازم بود . و باشد كه باحتباس بول بود و درد قولنج اندر شكم بود و از سوى راست كند فروسوى ناف ، و اندر تهىگاه بگردد و بسوى چپ آيد ، و گاه باشد كه از سوى چپ آغاز كند . و باشد كه درد بزهار فرود آيد و يك خايه بركشيده . و اندر درد قولنج حقيقى هرگاه كه شكم فرود آيد ، خداوند قولنج آسايش يابد و اندر درد گرده نيابد . و ايلاوس ، نوعى ديگرست و سبب اندر رودهاء باريك باشد ، لكن از بهر آنكه در قولنج راستينى و اندر ايلاوس ، رودها درد كند و طبع بازگرفته شود ، ايلاوس را قولنج گويند ، و اسباب و علامات و علاج آن اندر بابى جداگانه
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 479 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )