زردآلو ماليدن تا نرم شود .
و رگ صافن يا مابض زدن ، و بسيار باشد كه اين رگ بزنند بىعلاجى ديگر گشاده شود .
و اگر خواهند كه باسور را خشك كنند و لاغر كنند ، مقعد را به شراب قابض بشويند ، پس گوز سرو و جفت بلوط و لحم حنظل سوخته هريكى چند خاكستر آن بر آن موضع كنند .
و بگيرند نارپوست و گوز سرو و جفت بلوط ، نيمكوفته اندر شراب بپزند ، و بامداد و شبانگاه بدان شراب مىشويند . و اگر شاهبلوط و حبّ الآس نيمكوفته با اين داروها بپزند ، قوىتر باشد .
محمّد زكريا مىگويد : داروهاء تيز چون ديگبرديگ و غير آن يك روز بربايد نهاد و يك روز آسايش داد و مىديدن ، چون سياه شود ، برگ كرنب و روغن گاو كهن ، مرهم سازند و بر وى نهند تا بيوفتد .
صفت داروئى كه دود كنند
بگيرند زرنيخ سرخ و عسل بلاذر راستار است بسرشند و دود كنند . و يا بگيرند بيخ كبر و بيخ حنظل و بيخ هزار اسفند و بلاذر و سورنجان و فرفيون راستار است ، همه را بكوبند و بياميزند و دود كنند . و برگ مورد تنها با پوست مار سياه تنها ، دود كنند نافع بود .
و اگر علت ز اندرونتر بود ، تدبير حقنه بايد كرد : بگيرند مغز زردآلو طلخ و روغن كنند و كنجاره او را در آب بمالند و بپالايند ، مقدار هفتاد درم از آن آب و پانزده درم ازين روغن بزنند و نيمگرم كنند و حقنه كنند و چندانكه ممكن گردد نگاه دارند .
صفت حقنهء كه درد بنشاند
بگيرند برگ خبّازى با عصارهء او و برگ گل سرخ بپزند و بمالند و بپالايند و زردهء خايهء مرغ يكى يا دو با آن بياميزند و روغن گل برچكانند و حقنه كنند .
و اگر باسور گشاده بود و خون مىرود ، اقراص كهربا دهند و حب مقل كه اندر قرافادين ياد كرده آمدست .
صفت روغنى كه باسور را نرم كند
بگيرند آب گندنا يك من ، روغن كنجد نيم من ، هر دو بياميزند و بر آتش نرم بجوشانند تا آب برود ، پس ده درم مقل در وى حل كنند و به كار دارند .
و اگر دردناك باشد و ضربان و گرانى كند ، پس از آنكه رگ باسليق بزنند و طبع را بخيارشنبر نرم كنند ، بگيرند ساق گاو و پيه مرغ خانگى و كوهان اشتر با روغن گل بگدازند و چند ربع وزن روغن ، موم با آن بمالند اندر هاون با مقدارى افيون تا نيك آميخته شود و به كار دارند .
و اگر زرداب مىپالايد ، بگيرند اسفيداج ارزيز و مرداسنگ