و طبع را بحبّ مقل و معجون خيارشنبر و شراب بنفشه ، نرم بايد داشت .
و اگر درد كند اندر طبيخ بابونه و اكليل ملك بايد نشست .
و اگر شقاق كهن باشد ببايد خاريد تا خون بسيار برود ، پس بمرهم باسليقون علاج كردن .
و غذا قليهء گندنا بزردهء خايه مرغ و روغن گاو و كوهان اشتر و سبوساب و چيزهاء آشاميدنى و مغز بادام و فندق و مغز گوز هندو و انجير و ميويز و شراب ميويزى كهن و شراب دوشابى ، هر دو با دادى بسيار ، سود دارد .
و ببايد دانست كه هرگاه كه شرج آماس خواهد گرفت ، بيم باشد كه اگر بپزد و گشاده شود ، ناصور گردد ، پيش از پختن ببايد شكافت و علاج كردن . و اگر سخت مىشود ، دياخيلون با روغن گل بربايد نهاد يا مرهم باسليقون با زردهء خايهء مرغ و برگ چگندر با روغن پخته و با آرد حلبه سرشته ، درد خراج مقعده بنشاند .
باب پنجم از گفتار چهاردهم از كتاب معالجات اندر علت ناصور
ناصور ، همچون باسورست و فرق آنست كه ناصور مقعرست و باسور فزونى است بر مقعده چنان كه ياد كرده آمدست .
و ناصور بعضى گذاره دارد ، باد و ثفل بوى اندر آيد و بگذرد و بيرون آيد و بعضى جز ريم و زرداب ، چيزى نپالايد .
علاج آن ناصور بىگذاره را بداروهاء خشككننده علاج بايد كرد چون شياف غرب و اقراص فلدفيون ، نخست ريم از وى پاك كنند و پنبه كهن بر سر ميل پيچند .
و اگر ميل و پليته به دو فرونرود ، دارو بماء العسل حل كنند و اندر چكانند ، چون ريش پاك شود ، شياف آبار با سپيده خايهء مرغ بسايند و بدان علاج كنند و اندر آبهاء قابض مىنشانند .
و امّا ناصور كه گذاره دارد ، علاج او دستكارى است و اندر كتاب ذخيره ياد كرده آمدست .