باب دوم از گفتار سيزدهم از كتاب معالجات اندر اسهال صفرايى
اسهال صفرائى بسيارى صفرا باشد كه از زهره بروده فرود آيد و روده را مىزدايد و تيزى آن روده را بگزد و قوّت ماسكه ضعيف كند .
علامات اسهال صفرائى ، دهان طلخ باشد و تشنگى غالب و مادّه كه آيد زرد باشد و مقعده را بسوزد ، و بيشترى از پس تب غب و محرقه و از پس شراب كهن افتد .
علاج آن ، اگر ماده سخت بسيار بود ، نخست بطبيخ هليلهء زرد و خرماء هندى استفراغ كنند ، پس بكشكاب بريان كرده و سفوف حبّ الرّمان و دوغ سنگتاب و شراب خشخاش . و اقراص طباشير و گوارش سماق ، اسهال بازدارد .
و اگر قدرى پست جو بگيرند و مقدار دو درم تخم خشخاش با آن بياميزند و بر آب انار ترش و اندكى شراب نهند ، يا اندر آب ترشى سماق يا اندر دوغ آهنتاب بدهند ، اسهال صفرا بازدارد .
و كعك بغدادى نرم سوده مقدار چهل درم ، چند يك شبانروز اندر سكباج گوشت گاو ، ثريد كنند ، سخت سود دارد . و الله اعلم و احكم .
باب سيم از گفتار سيزدهم از كتاب معالجات اندر اسهال كبدى و علاج آن
نوعى اسهال است كه سبب آن بيماريهاى جگر بود و ضعف قوتهاء او .
علامتها ، اگر سبب ، ضعف جاذبهء جگر بود ، اسهال ، كيلوسى باشد سپيد و آبناك از بهر آنكه از معده بروده فرود آيد .
و اگر سبب ، ضعف ماسكه باشد ، اجابت زودتر از آن افتد كه بايد و بآهستگى و به چند كرّت باشد ، از بهر آنكه نه به قوت دفع بيرون مىشود ، لكن بسبب ضعف ماسكه از دافعه در دفع آن هيچ معونتى نباشد ، از بهر آنكه نه به قوت دفع مىشود .
و اگر ماسكه و دافعه هر دو ضعيف باشند ، اسهال اندكاندك باشد و زودازود برانگيزد .
و اگر هاضمه ضعيف بود ، اسهال غسالى بود . و اگر آماس جگر پخته شود و بگشايد يا سدّهء جگر بگشايد و يا رگى بگسلد يا بگشايد ، اسهال خون و ريم باشد ، و به آخر سياه و غليظ شود چون دردى شراب . و اگر سبب سوء المزاج گرم بود و گدازش اخلاط ، اسهال صديدى بود .
و گاه باشد كه جگر بسوزد ، و از پس اخلاط پارهاء گوشت سياه فرود آيد .
و گاه باشد