سود دارد .
و بروغن سذاب حقنه كنند و بوره و سذاب خشك كوفته و بيخته بانگبين بسرشند و حمول سازند چنان كه پنبه بدان آلوده كنند و بردارند .
و گلنگبين و مصطكى مىدهند و خنديقون مىدهند و به آخر شير شتر با دو درم سكبينج بدهند ، سود دارد .
و شير اشتر با بول او نافع بود .
باب پنجم از جزو دوم از گفتار دوازدهم اندر استسقاء لحمى و علاج آن
سبب استسقاء لحمى سوء المزاج سرد بود اندر جگر و اندر رگهاء همه تن و بدان سبب هضم ثانى و ثالث ناقص شود يا باطل .
و سبب سوء المزاج جگر ياد كرده آمده است .
و سبب سوء المزاج رگها ، سرمايى باشد سخت كه اندر سفر و غير آن بمردم رسد .
و باشد كه بسبب حرارت غريب اخلاط گداخته گردد و اندر منفذها و رگها سدّه باشد و آن اخلاط اندر تن متحيّر بماند و باندامها پيوسته نگردد ، اين علّت تولّد كند ؛ و بمشاركت جگر و سپرز و آلتهاء دم زدن و بمشاركت گرده و رحم ، و بسبب بازايستادن خون حيض و بواسير ، بسيار افتد .
علامات استسقاء لحمى ، نخست پاى آماس گيرد ، پس شكم و خايه ، پس روى و ديگر اندامها .
و هر كجا كه انگشت برنهند فرونشيند و يك زمان همچنان بماند ، پس بجاى بازآيد .
و اندر طبلى و زقّى ، روى آماس نگيرد از بهر آنكه دل بدان نزديكست .
و اندر بيشتر وقتها طبع خداوند لحمى نرم باشد ، و آنچه بمشاركت اندامى ديگر افتد ، بيمارى آن اندام بر آن گواهى دهد .
علاج آن ، آنجا كه سبب ، بازداشتن خون حيض و خون بواسير بود ، نخست رگ بايد زد خاصه اگر بول سرخ و غليظ بود ، و اندر هيچ نوع ديگر نشايد زد ، با آنكه رگ زدن اندر لحمى اوليتر از آنكه اندر زقّى .
و استفراغها بقى و دارو و مسهل دادن ، و مسام گشاده داشتن ، اندرين نوع واجبتر ، لكن اگر با وى تب باشد نه رگ زدن شايد و نه مسهل دادن تا تب زايل نشود ، و قى كردن و دماغ را بغرغره پاك كردن روا باشد .
و از داروها كه درين علّت نافعترست ، ايارج فيقراست و حبّ ريوند كه اندر علاج زقّى ياد كرده آمدست .
و اقراص شبرم و حب بهرامى و اقراص لك و دواء الكركم و كلكلانه است و رياضت معتدل .
و اندر آفتاب و ريگ گرم نشستن چنان كه ياد كرده آمدست ، و اندر آب دريا و آب گوگرد و معدنهاء ديگر چون آب زاك و غير آن نشستن سود دارد .
و اگر همه روز در آب دريا نشيند صواب باشد