وزن همه بپزند چنامك رسم است .
و اگر تب نباشد دوغ گاو سود دارد .
و غذا ماهى تازه به سركه پخته و مصوص و افسرد و مزوّرهء ريواج و غوره ، و نان اندر گلاب و شراب ريحانى نيمانيم ، ثريد كردن .
و تحويل كردن بهواء خنك بهترين علاجى است .
و ببايد دانست كه آنجا كه قوت ضعيفه باشد طبيعت با شربتهاء سخت خنك پاى ندارد ، اندكى قاقله و كبابه با آن بياميزند و لسان الثور ، سخت نافع بود . و الله اعلم بالصواب .
باب سيم از گفتار هشتم از كتاب معالجات اندر خفقان سرد و علاج آن
اسباب سوء المزاج سرد ، ضدّ اسباب سوء المزاج گرم باشد .
علامات خفقان سرد ، لون خداوند مزاج سرد ، سپيد و رصاصى باشد و كسلانى در كارها و آهستگى در وى ظاهر باشد و تشنگى نباشد ، و از هواء گرم و عطر گرم راحت يابد .
علاج آن ، آنجا كه علت ، محكم نباشد ، شراب ريحانى صرف مقدارى اندك ، سود دارد .
و بوى مشك و عود و عنبر سود دارد و غاليه بر سينه طلى كردن موافق باشد .
و ميبه و دواء المسك حلو و مر و انوشدارو و مفرّح گرم سود دارد .
و اگر سوء المزاج سرد با ترى باشد ، خداوند علت پندارد كه دل او اندر ميان آب نهادست و خفقان همچنان باشد كه كبوتربچه اندر آب افتد و بطپد .
و اينجا نخست استفراغ رطوبتها بايد كرد و قى بايد فرمود و از پس آن مفرّح و دواء المسك و غير آن دادن .
و غذا همچون غذاء خداوند صداع باشد .
صفت داروئى كه خفقان سرد را سود دارد
بگيرند كهربا و جندبيذستر از هريك درمى ، پوست ترنج نيم درم ، و تخم فلنجمشك نيم درم بكوبند و بانگبين بسرشند و بدهند .
صفت داروى ديگر ، نعنع و كهربا از هر يكى پنج درم ، بسّد و خيربوا از هر يكى سه درم ، قرنفل ده درم ، شربتى دو درم اندر ميبه .
باب چهارم از گفتار هشتم از كتاب معالجات اندر خفقانى كه از خشكى بود و علامات آن
سوء المزاج خشك ، يا گرم و خشك باشد ، يا سرد و خشك و احوال خداوند مزاج گرم و خشك همچون احوال خداوندان