تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
و آنچه از بهر استفراغ ساخته‌اند با لسان الثور ساخته‌اند و يا چيزى كه مانند اوست . و داروها كه با دل خاصيّت و آشنايى دارد بسيار است ، آنچه معتدل است ، ياقوت است و بيجاده و زر و سيم و لسان الثور ؛ و آنچه گرمست درونج و جدوار و مشك و عنبر و زرنباد و ابريشم و زعفران و عود و بهمن سرخ و سنبل و قرنفل و بادرنجبوى و تخم او و بادروج و تخم او و فلنجمشك و برگ و پوست او و قاقله و كبابه و ساذج هندى و زاك ؛ و آنچه سردست مرواريدست و كافور و صندل و كهربا و طباشير و بسّد و گل مختوم و سيب و ترشى ترنج و گشنيز خشك .

باب دوم از گفتار هشتم از گفتار هشتم از كتاب معالجات اندر علت خفقان گرم

خفقان ، علتى است كه از انواع سوء المزاج خيزد و هرگاه كه اسباب خفقان قوى گردد ، غشى آورد . و بعضى عوام علت ربو و ضيق النفس را خفقان گويند ، فرق آنست كه ربو ، دم‌زدنى است كوتاه بشتاب چون دم زدن كسى كه دونده باشد ، و خفقان ، طپيدن دلست ، طپيدنى كه باختلاج ماند . و بسيار باشد كه سبب خفقان ، لطافت حسّ دل باشد و اين‌چنان باشد كه بىسببى قوى پديد آيد و بىعلاج قوى زايل شود . امّا سبب خفقان گرم ، سوء المزاج گرم باشد و اسباب آن ، اعراض نفسانى بود ، چون خشم و انديشهء كارى مهم ، يا ضيق النفس كه منفذ نسيم هوا كه بدل رسد گرفته دارد ، و طعامها و شرابهاء گرم ، يا بوى داروهاء گرم ، يا گرمى هواء گرم بافراط ، و تشنگى كشيدن ، و اندر گرمابه گرم بسيار بودن . علامات خفقان گرم ، تشنگى و سوزش حوالى دل و اسباب كه ياد كرده آمد ، و راحت يافتن از هواء خنك و عطرهاء خنك و رنج ديدن از هواء گرم . علاج آن ، اگر خون غالب باشد ، نخست فصد بايد كرد و هواء خانه خنك كردن و بر سينه ضماد صندل و گلاب و كافور بر نهادن و پيراهن مصندل پوشيدن و شراب صندل و اقراص كافور دادن . و نزديك من آنست كه ضماد سرد بر سينه نهادن آن منفعت نكند كه صندل و كافور و گلاب بوئيدن كند . از بهر آنكه منفعت بوى ، زودتر بدل رسد كه ضماد ، بلكه ضماد حرارت را در دل محتقن كند و بخار حرارت بر دماغ دهد و دماغ نيز گرم شود . پس صواب آنست كه هواء