تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
خانه خنك كنند و عطرها و اسفرغمها و ميوهاء خنك حاضر دارند . و خداوند خفقان ، خويشتن بجامه پوشيده دارد تا تن او و بشرهء او سرد نشود و مسام بسته نگردد و حرارت زندرون باز نگردد و ليكن بخار گرم از مسام بيرون مىشود و راحت خنكى هواء خانه و منفعت بوى عطرهاء خنك از راه نفس پيوسته بدل مىرسد . و اگر جز از فصد استفراغى ديگر واجب شود ، مطبوخ هليله دهند با پنير آب . و آنجا كه حرارت بافراط باشد و ترسد كه آماس يا بثرهء تولّد كند ، بگيرند : افيون نيم دانگ ، تخم لفّاح دانگى و نيم ، كافور طسوجى ، زعفران و مشك ، هر يكى قدر طسوجى ، تركيب كنند و بدهند . از بهر آنكه آفريدگار تبارك و تعالى طبيعت را مسخّر حكمت الهى كردست و بر نگاه داشتن مصالح تن حيوانى موكّل كرده ، و هر گاه كه طبيعت قوى باشد كارهاء او بر مقتضى حكمت الهى رود ، قوّت مشك و زعفران جدايگانه بروح رساند تا روح بدان برافروزد و قوت گيرد ، و قوت كافور و افيون و يبروح جداگانه بگوهر دل رساند تا مزاج باعتدال باز آيد بفرمان آفريدگار تبارك و تعالى . و اگر طبيعت ضعيف باشد ازين منفعت عاجز باشد و هيچ علاج سود ندارد .

صفت شراب صندل

بگيرند صندل سپيد كوفته و بيخته چهل درم ، گشنيز خشك پنج درم ، اندر صد درم آب غوره و ده درم سركه و يك من گلاب ، تر كنند يك شب ، روز ديگر بپزند تا آب بنيمه باز آيد ، بدست بمالند نيك و بپالايند ، و يك من طبرزد برافكنند و بپزند و كفك بردارند ، و يك درم زعفران شاخ در خرقهء بسته درافكنند ، و هر ساعت درو مىمالند و به آخر آن را بفشارند و دور كنند ، پس نيم مثقال كافور و ده درم طباشير سوده در وى كنند و نگاه دارند ، شربتى مقدار پنج درم با آب تخم خرفه .

صفت قرص كافور

كافور و طباشير ، گل سرخ ، نيلوفر از هر يكى سه درم ، تخم خرفه ، تخم خيار ، و تخم خيار بادرنگ ، تخم كدو ، تخم كوك ، تخم كسنه ، تخم خشخاش از هر يكى دو درم ، صندل سپيد سوده چهار درم ، سرطان نهرى بريان‌كرده سه درم ، ربّ سوس ، كثيرا ، گشنيز خشك هر يكى يك درم ، كافور ، زعفران از هر يكى دو دانگ ، ترنگبين ده درم ، بلعاب سبغول بسرشند و اقراص كنند .

صفت شرابى ديگر كه تشنگى بنشاند

آب انار ترش ، آب آلو ترش ، آب خرماء هندى ، آب غوره ، آب ترشى ترنج راستار است ، شكر سه بار
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 397 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )