و حركت سرفه درد افزايد و مادتها را آنجا كشد .
اگر داروى خشك دهند تا ريم را خشك كند سرفه و درشتى سينه زيادت شود و ريم را خشك كند و از برآمدن باز دارد ، و اگر داروى نرم دهند ، ريش را تازه دارد .
و آنجا كه سبب جراحت ، تيزى خلط باشد ، نخست مزاج عضو را باعتدال باز بايد آورد و تيزى خلط را زايل بايد كردن و اين بمدتى تمام شود و اندرين مدّت جزوى ديگر كه درست باشد ، سوخته مىشود و ريش فراختر مىگردد و باشد كه ناصور شود .
و آنجا كه سبب ، پختن آماس و ريم كردن باشد ، ريم بسرفه پاك شود ، و سرفه ، درد و بزرگ شدن جراحت افزايد .
و قوىتر از سرفه سببهاء ديگر هست ، و آن آنست كه رگهاء شش فراخست تا هواء بسيار تواند گرفت و صلب است تا با خلط كه در وى ريخته شود مقاومت تواند كرد ؛ پس هر گاه كه سوزانى و تيزى خلط بدان حد باشد كه اين رگها را جراحت كند ممكن نباشد كه اين جراحت درست شود .
و چند آفت ديگر هست : يكى آنست كه قوت داروها بدين جراحت نرسد ، از بهر آنكه هر عضوى از آن دارو بهرهء بردارد و قوت او ضعيف كند چنان كه معلوم است .
دوم آنكه داروى خنك ، گذرنده نباشد ، دشوار بموضع رسد .
سيم آنكه داروى گرم ، تب را گرمتر كند ، و داروى خشك تبهاء دقّى را زيان دارد و ريش را داروى خشك درست كند ، و داروى تر ، ريش را تازه مىدارد ، اين همه آفتهاست كه جراحت را از درست شدن باز دارد .
و از جراحتهاء شش آنچه ممكنست كه درست شود ، جراحتى باشد كه بر غشاء زندرونى افتد كه زندرون قصبه است و به گوشت نرسد .
و اين علّت اگرچه علاج كمتر پذيرد ، مهلت دراز دهد و باشد كه از جوانى تا بكهولت مهلت دهد .
خواجه ابو على سينا مىگويد : سرپوشيدهء را ديدم كه بيست و سه سال و كسرى اندرين علت بماند .
و اين علّت بيشترى از هجده سالگى تا بحدّ سىسالگى افتد و كسانى را بيشتر افتد كه بر و سينهء ايشان تنگ باشد و گردن دراز و حلقوم بيرون آمده و كتفها از گوشت خالى و بسوى پشت بيرون آمده ، چون بال مرغ .
و اندر كتابها كسانى را كه بدين صفت باشد مجنّح خوانند .
علامات سل
هرگاه كه خداوند نزله و ذات الريه را بسرفه ، خون و ريم برآمدن گيرد و وى لاغر مىشود و تب نرم لازم گردد